| زمان گذشته | acquiesced |
| صفت یا فعل حال استمراری | acquiescing |
| قسمت سوم فعل | acquiesced |
| شکل سوم شخص مفرد | acquiesces |
| جمع | acquiesces |
acquiesce in
تسلیم شدن در
They acquiesced in the decision.
آنها در تصمیم پذیرفتند.
acquiesce in (a plan; proposal)
در (یک طرح؛ پیشنهاد) پذیرفتن
acquiesced in the ruling)
در رأی پذیرفتند
We acquiesced in their plan.
ما در طرح آنها پذیرفتیم.
Sara acquiesced in his decision.
سارا در تصمیم او پذیرفت.
he would be asked to acquiesce in some lunatic scheme.
از او خواسته می شد که در یک طرح جنون آمیز پذیرفته شود.
We acquiesced in his resignation.
ما در استعفای او پذیرفتیم.
I had to acquiesce in her decision despite my private opinion.
من با وجود نظر شخصی خود مجبور شدم در تصمیم او پذیرفته شود.
acquiesced to her parents' wishes).
درخواست والدینش را پذیرفتند.
acquiesce in
تسلیم شدن در
They acquiesced in the decision.
آنها در تصمیم پذیرفتند.
acquiesce in (a plan; proposal)
در (یک طرح؛ پیشنهاد) پذیرفتن
acquiesced in the ruling)
در رأی پذیرفتند
We acquiesced in their plan.
ما در طرح آنها پذیرفتیم.
Sara acquiesced in his decision.
سارا در تصمیم او پذیرفت.
he would be asked to acquiesce in some lunatic scheme.
از او خواسته می شد که در یک طرح جنون آمیز پذیرفته شود.
We acquiesced in his resignation.
ما در استعفای او پذیرفتیم.
I had to acquiesce in her decision despite my private opinion.
من با وجود نظر شخصی خود مجبور شدم در تصمیم او پذیرفته شود.
acquiesced to her parents' wishes).
درخواست والدینش را پذیرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید