doubtfulness

[ایالات متحده]/ˈdaʊt.fəl.nəs/
[بریتانیا]/ˈdaʊt.fəl.nəs/

ترجمه

n. وضعیت عدم قطعیت یا داشتن شک و تردید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

doubtfulness persists

استمرار تردید

doubtfulness arises

ایجاد تردید

doubtfulness increases

افزایش تردید

doubtfulness remains

تردید همچنان باقی است

doubtfulness lingers

تردید طول می کشد

doubtfulness grows

تردید رشد می کند

doubtfulness surrounds

تردید احاطه می کند

doubtfulness prevails

تردید غالب می شود

doubtfulness clouds

تردید ابری می کند

doubtfulness influences

تردید تحت تاثیر قرار می دهد

جملات نمونه

her doubtfulness about the project led to delays.

ابهام او در مورد پروژه منجر به تاخیر شد.

his doubtfulness was evident during the presentation.

ابهام او در طول ارائه آشکار بود.

there is a sense of doubtfulness in her voice.

در صدای او حسی از ابهام وجود دارد.

despite his doubtfulness, he decided to proceed.

با وجود ابهام او، تصمیم گرفت ادامه دهد.

her doubtfulness about the results was justified.

ابهام او در مورد نتایج توجیه می‌شد.

the team's doubtfulness affected their performance.

ابهام تیم بر عملکرد آنها تأثیر گذاشت.

he expressed his doubtfulness regarding the solution.

او ابهام خود را در مورد راه حل بیان کرد.

her doubtfulness about the decision was shared by others.

ابهام او در مورد تصمیم توسط دیگران به اشتراک گذاشته شد.

there was a lingering doubtfulness in the air.

حس ابهامی در هوا وجود داشت.

his doubtfulness often leads to thorough investigations.

ابهام او اغلب منجر به تحقیقات کامل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید