douter

[ایالات متحده]/ˈdaʊtə(r)/
[بریتانیا]/ˈdaʊtər/

ترجمه

n. تورنتو (به اشاره به شهر در کانادا)

جملات نمونه

i douter qu'il vienne à la fête.

من شک می کنم او به جشن بیاید.

elle doute de la sincérité de ses excuses.

او شک می کند به صداقت عذرخواهی هایش.

nous doutons de la possibilité de réussite.

ما شک می کنیم به امکان موفقیت.

ils doutent de la parole du témoin.

آنها شک می کنند به کلام شاهد.

je doute fort qu'il dise la vérité.

من به شدت شک می کنم او صادق باشد.

vous ne doutez jamais de vos décisions.

شما هرگز به تصمیم هایتان شک نمی کنید.

il doute de la chance de gagner la loterie.

او شک می کند به احتمال برنده شدن در لاتری.

elle doute que son mari soit fidèle.

او شک می کند همسرش وفادار باشد.

nous doutons de la compétence du nouveau professeur.

ما شک می کنیم به توانایی معلم جدید.

les scientifiques doutent de la validité de cette théorie.

دانشمندان شک می کنند به صحت این نظریه.

je doute qu'il puisse finir le travail à temps.

من شک می کنم او بتواند کار را به موقع تمام کند.

elle doute de l'honnêteté de son ami.

او شک می کند به صداقت دوستش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید