believe

[ایالات متحده]/bɪ'liːv/
[بریتانیا]/bɪ'liv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ایمان داشتن; انتظار داشتن; باور مذهبی داشتن
vt. به ایمان داشتن; در نظر گرفتن; اعتماد کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbelieving
زمان گذشتهbelieved
شکل سوم شخص مفردbelieves
قسمت سوم فعلbelieved

عبارات و ترکیب‌ها

believe in

باور داشتن به

make believe

تصور کنید

believe you me

واقعاً به من ایمان داشته باشید

جملات نمونه

to believe in homeopathy

باور کردن به طب سوزنی

Who believes that will believe anything.

هر کسی که آن را باور کند، هر چیزی را باور خواهد کرد.

We believe in him.

ما به او باور داریم.

I believe that man.

من به آن مرد باور دارم.

a make-believe story

یک داستان ساختگی

those who believe in God.

کسانی که به خدا ایمان دارند.

they believe that a world at peace is an impossibility.

آنها معتقدند که جهانی در صلح غیرممکن است.

we believe in true love.

ما به عشق واقعی باور داریم.

don't believe a word of it.

یک کلمه هم باور نکن.

We believe that he will succeed.

ما معتقدیم که او موفق خواهد شد.

I believe him to be honest.

من معتقدم که او صادق است.

He was ready to believe her.

او آماده بود او را باور کند.

I believe they will arrive shortly.

من فکر می کنم آنها به زودی می رسند.

We believe in free speech.

ما به آزادی بیان باور داریم.

I believe him (to be) right.

من معتقدم که او درست می گوید.

to believe in telling the truth

باور کردن به گفتن حقیقت

نمونه‌های واقعی

And adults never believe things like that.

و بزرگسالان هرگز به این چیزها باور نمی‌کنند.

منبع: Five Children and It

Always aim high, work hard, and care deeply about what you believe in.

همیشه بلند هدف بگیرید، سخت کار کنید و عمیقاً به آنچه به آن اعتقاد دارید اهمیت دهید.

منبع: Hillary's Voice

Experts believe autonomy is incredibly important for children.

متخصصان معتقدند خودمختاری برای کودکان بسیار مهم است.

منبع: 2017 Hot Selected Compilation

Thanks. I can't believe you remembered that.

ممنونم. باورم نمی‌شود که آن را به یاد داشته باشید.

منبع: Intermediate Daily Conversation

Today we is not believing in snozzcumbers.

امروز ما به snozzcumbers باور نداریم.

منبع: Dream Blower Giant

I mean, he could hardly believe it.

منظورم این است که او به سختی می‌توانست آن را باور کند.

منبع: English little tyrant

For that is what America, I believe, is about.

چون به نظر من این همان چیزی است که آمریکا درباره آن است.

منبع: Joe Biden Speech Collection

She believes producers should welcome the alternatives.

او معتقد است که تولیدکنندگان باید از جایگزین‌ها استقبال کنند.

منبع: NPR News March 2013 Compilation

On you? - Wow. I can't believe it.

به شما؟ - واو. باورم نمی‌شود.

منبع: Modern Family - Season 03

I told you what you wanted to believe.

گفتم به شما چه می‌خواستید باور کنید.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید