dovish stance
موضع حمامی
dovish policy
سیاست حمامی
dovish tone
لحن حمامی
dovish signals
نشانههای حمامی
dovish outlook
نگرش حمامی
dovish comments
اظهارات حمامی
dovish rhetoric
بیان حمامی
dovish expectations
انتظارات حمامی
dovish decisions
تصمیمات حمامی
dovish approach
رویکرد حمامی
the dovish stance of the central bank surprised many investors.
موضع حمایمی بانک مرکزی، بسیاری از سرمایه گذاران را غافلگیر کرد.
analysts predict a dovish shift in monetary policy next year.
تحلیلگران پیش بینی می کنند که سال آینده تغییرات سیاست پولی به سمت یک سیاست حمایمی رخ دهد.
his dovish approach to foreign relations emphasizes diplomacy.
رویکرد حمایمی او به روابط خارجی بر دیپلماسی تاکید دارد.
the dovish comments from the governor eased market tensions.
اظهارات حمایمی فرماندار، تنش های بازار را کاهش داد.
investors are reacting positively to the dovish signals from the fed.
سرمایه گذاران به طور مثبت به نشانه های حمایمی از سوی فدرال رزرو واکنش نشان می دهند.
her dovish views on economic growth focus on sustainability.
دیدگاه های حمایمی او در مورد رشد اقتصادی بر پایداری تمرکز دارد.
the dovish rhetoric in the speech aimed to calm fears.
زبان حمایمی در سخنرانی برای آرام کردن ترس ها هدف گذاری شده بود.
a dovish policy could lead to lower interest rates.
یک سیاست حمایمی می تواند منجر به کاهش نرخ بهره شود.
his dovish reputation makes him a popular choice for negotiations.
شهرت حمایمی او باعث می شود که یک گزینه محبوب برای مذاکرات باشد.
the dovish outlook on inflation suggests a cautious approach.
نگرش حمایمی نسبت به تورم نشان دهنده یک رویکرد محتاطانه است.
dovish stance
موضع حمامی
dovish policy
سیاست حمامی
dovish tone
لحن حمامی
dovish signals
نشانههای حمامی
dovish outlook
نگرش حمامی
dovish comments
اظهارات حمامی
dovish rhetoric
بیان حمامی
dovish expectations
انتظارات حمامی
dovish decisions
تصمیمات حمامی
dovish approach
رویکرد حمامی
the dovish stance of the central bank surprised many investors.
موضع حمایمی بانک مرکزی، بسیاری از سرمایه گذاران را غافلگیر کرد.
analysts predict a dovish shift in monetary policy next year.
تحلیلگران پیش بینی می کنند که سال آینده تغییرات سیاست پولی به سمت یک سیاست حمایمی رخ دهد.
his dovish approach to foreign relations emphasizes diplomacy.
رویکرد حمایمی او به روابط خارجی بر دیپلماسی تاکید دارد.
the dovish comments from the governor eased market tensions.
اظهارات حمایمی فرماندار، تنش های بازار را کاهش داد.
investors are reacting positively to the dovish signals from the fed.
سرمایه گذاران به طور مثبت به نشانه های حمایمی از سوی فدرال رزرو واکنش نشان می دهند.
her dovish views on economic growth focus on sustainability.
دیدگاه های حمایمی او در مورد رشد اقتصادی بر پایداری تمرکز دارد.
the dovish rhetoric in the speech aimed to calm fears.
زبان حمایمی در سخنرانی برای آرام کردن ترس ها هدف گذاری شده بود.
a dovish policy could lead to lower interest rates.
یک سیاست حمایمی می تواند منجر به کاهش نرخ بهره شود.
his dovish reputation makes him a popular choice for negotiations.
شهرت حمایمی او باعث می شود که یک گزینه محبوب برای مذاکرات باشد.
the dovish outlook on inflation suggests a cautious approach.
نگرش حمایمی نسبت به تورم نشان دهنده یک رویکرد محتاطانه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید