downplay

[ایالات متحده]/ˌdaʊnˈpleɪ/
[بریتانیا]/ˌdaʊnˈpleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را کمتر مهم یا جدی جلوه دادن؛ توصیف چیزی به عنوان کمتر قابل توجه از آنچه که واقعاً هست
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdownplaying
زمان گذشتهdownplayed
قسمت سوم فعلdownplayed
شکل سوم شخص مفردdownplays
جمعdownplays

جملات نمونه

downplayed the bad news.

اخبار بد را کم‌اهمیت جلوه داد.

this report downplays the seriousness of global warming.

این گزارش، اهمیت گرمایش جهانی را کم‌رنگ جلوه می‌دهد.

The report downplayed the effects of large class sizes in schools.

این گزارش اثرات کلاس‌های بزرگ در مدارس را کم‌اهمیت جلوه داد.

She tried to downplay her role in the project.

او سعی کرد نقش خود را در پروژه کم‌رنگ جلوه دهد.

The company attempted to downplay the negative impact of the new policy.

شرکت سعی کرد اثرات منفی سیاست جدید را کم‌اهمیت جلوه دهد.

He tends to downplay his achievements.

او معمولاً دستاوردهای خود را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

It's important not to downplay the seriousness of the situation.

مهم است که اهمیت موضوع را کم‌رنگ جلوه ندهید.

The politician tried to downplay the scandal.

سیاستمدار سعی کرد رسوایی را کم‌اهمیت جلوه دهد.

She tends to downplay her talents.

او معمولاً استعدادهای خود را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

The coach downplayed the team's loss.

مربی شکست تیم را کم‌اهمیت جلوه داد.

He always downplays his own contributions.

او همیشه مشارکت‌های خود را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

The manager downplayed the importance of the meeting.

مدیر اهمیت جلسه را کم‌اهمیت جلوه داد.

Don't downplay the significance of this achievement.

اهمیت این دستاورد را کم‌رنگ جلوه ندهید.

نمونه‌های واقعی

President Jair Bolsonaro has consistently downplayed the severity of the crisis.

رئیس جمهور ژایر بولسونارو به طور مداوم از شدت بحران کاسته است.

منبع: BBC World Headlines

So President Trump is trying to downplay it.

بنابراین، رئیس جمهور ترامپ در تلاش است تا آن را کم اهمیت جلوه دهد.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

As late as yesterday, White House economic adviser Larry Kudlow seemed to be downplaying that need.

تا دیروز، مشاور اقتصادی کاخ سفید، لری کودلو، به نظر می رسید که آن نیاز را کم اهمیت جلوه می دهد.

منبع: NPR News March 2020 Collection

The administration is downplaying the diplomatic dustup.

دولت در حال کم اهمیت جلوه دادن تنش دیپلماتیک است.

منبع: NPR News May 2015 Compilation

Without downplaying the risks, he remains optimistic.

بدون کم اهمیت جلوه دادن خطرات، او همچنان خوش بین است.

منبع: Dominance Issue 3 (March 2018)

At the time, Zuckerberg downplayed it.

در آن زمان، زاکربرگ آن را کم اهمیت جلوه داد.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

Up until now, he has downplayed the threat.

تا کنون، او از تهدید کم اهمیت جلوه داده است.

منبع: PBS Interview Social Series

Their presence confirmed by both countries downplayed by Russia.

حضور آنها که توسط هر دو کشور تأیید شد، توسط روسیه کم اهمیت جلوه داده شد.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

Others sought to downplay the controversy.

دیگران تلاش کردند تا جنجال را کم اهمیت جلوه دهند.

منبع: VOA Daily Standard February 2017 Collection

But officials have downplayed the danger.

اما مقامات خطر را کم اهمیت جلوه داده اند.

منبع: VOA Standard Speed March 2016 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید