downshifts significantly
تغییر محدود به سرعت پایین به طور قابل توجهی
downshifts occur
تغییر محدود به سرعت پایین رخ می دهد
frequent downshifts
تغییر محدود به سرعت پایین متداول
downshifts quickly
تغییر محدود به سرعت پایین به سرعت
after downshifts
پس از تغییر محدود به سرعت پایین
downshifts smoothly
تغییر محدود به سرعت پایین به صورت یکنواخت
during downshifts
در حین تغییر محدود به سرعت پایین
engine downshifts
تغییر محدود به سرعت پایین موتور
the driver made several downshifts to navigate the steep hill.
راننده چند بار دنده پایین گرفت تا از طریق شیب تند عبور کند.
aggressive downshifts can wear out the clutch quickly.
دنده پایین گرفتن خشن میتواند فرکان را به سرعت فرسوده کند.
he anticipated the turn and performed smooth downshifts.
او گوشه را پیشبینی کرد و دندههای پایین گرفتن لื่ن انجام داد.
downshifts provide more engine power for acceleration.
دندههای پایین گرفتن بیشتر قدرت موتور را برای تند شدن فراهم میکنند.
the truck required frequent downshifts on the incline.
ترک باری در شیب نیاز به دندههای پایین گرفتن متعدد داشت.
careful downshifts are essential for safe driving.
دندههای پایین گرفتن مراقبانه برای رانندگی ایمن ضروری است.
she practiced downshifts to improve her driving skills.
او دندههای پایین گرفتن را تمرین کرد تا مهارتهای رانندگی خود را بهبود بخشد.
the racing team utilized rapid downshifts for cornering.
تیم رقابتی از دندههای پایین گرفتن سریع برای گوشهزدن استفاده کرد.
he avoided harsh downshifts to protect the transmission.
او از دندههای پایین گرفتن خشن جلوگیری کرد تا انتقال را حفظ کند.
downshifts help maintain vehicle speed on downgrades.
دندههای پایین گرفتن به حفظ سرعت خودرو در شیبهای نزولی کمک میکنند.
the manual transmission required precise downshifts.
تبدیل دستی نیاز به دندههای پایین گرفتن دقیق داشت.
engine braking is achieved through controlled downshifts.
تорм موتور از طریق دندههای پایین گرفتن کنترل شده به دست میآید.
downshifts significantly
تغییر محدود به سرعت پایین به طور قابل توجهی
downshifts occur
تغییر محدود به سرعت پایین رخ می دهد
frequent downshifts
تغییر محدود به سرعت پایین متداول
downshifts quickly
تغییر محدود به سرعت پایین به سرعت
after downshifts
پس از تغییر محدود به سرعت پایین
downshifts smoothly
تغییر محدود به سرعت پایین به صورت یکنواخت
during downshifts
در حین تغییر محدود به سرعت پایین
engine downshifts
تغییر محدود به سرعت پایین موتور
the driver made several downshifts to navigate the steep hill.
راننده چند بار دنده پایین گرفت تا از طریق شیب تند عبور کند.
aggressive downshifts can wear out the clutch quickly.
دنده پایین گرفتن خشن میتواند فرکان را به سرعت فرسوده کند.
he anticipated the turn and performed smooth downshifts.
او گوشه را پیشبینی کرد و دندههای پایین گرفتن لื่ن انجام داد.
downshifts provide more engine power for acceleration.
دندههای پایین گرفتن بیشتر قدرت موتور را برای تند شدن فراهم میکنند.
the truck required frequent downshifts on the incline.
ترک باری در شیب نیاز به دندههای پایین گرفتن متعدد داشت.
careful downshifts are essential for safe driving.
دندههای پایین گرفتن مراقبانه برای رانندگی ایمن ضروری است.
she practiced downshifts to improve her driving skills.
او دندههای پایین گرفتن را تمرین کرد تا مهارتهای رانندگی خود را بهبود بخشد.
the racing team utilized rapid downshifts for cornering.
تیم رقابتی از دندههای پایین گرفتن سریع برای گوشهزدن استفاده کرد.
he avoided harsh downshifts to protect the transmission.
او از دندههای پایین گرفتن خشن جلوگیری کرد تا انتقال را حفظ کند.
downshifts help maintain vehicle speed on downgrades.
دندههای پایین گرفتن به حفظ سرعت خودرو در شیبهای نزولی کمک میکنند.
the manual transmission required precise downshifts.
تبدیل دستی نیاز به دندههای پایین گرفتن دقیق داشت.
engine braking is achieved through controlled downshifts.
تорм موتور از طریق دندههای پایین گرفتن کنترل شده به دست میآید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید