decreases

[ایالات متحده]/dɪˈkriːsɪz/
[بریتانیا]/dɪˈkriːsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کوچک‌تر یا کمتر کردن چیزی
v. کوچک‌تر یا کمتر کردن یا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

temperature decreases

کاهش دما

pressure decreases

کاهش فشار

risk decreases

کاهش خطر

value decreases

کاهش ارزش

speed decreases

کاهش سرعت

cost decreases

کاهش هزینه

interest decreases

کاهش بهره

output decreases

کاهش خروجی

population decreases

کاهش جمعیت

sales decreases

کاهش فروش

جملات نمونه

the temperature decreases at night.

دمای هوا در شب کاهش می‌یابد.

as the sun sets, the light decreases.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، نور کاهش می‌یابد.

his interest in the project decreases over time.

علاقه او به پروژه با گذشت زمان کاهش می‌یابد.

the population of the species decreases each year.

جمعیت گونه‌ها هر سال کاهش می‌یابد.

when the price decreases, sales often increase.

زمانی که قیمت کاهش می‌یابد، فروش اغلب افزایش می‌یابد.

as the workload decreases, stress levels drop.

با کاهش حجم کاری، سطح استرس کاهش می‌یابد.

the number of accidents decreases with better training.

با آموزش بهتر، تعداد حوادث کاهش می‌یابد.

as demand decreases, production may slow down.

با کاهش تقاضا، تولید ممکن است کاهش یابد.

her enthusiasm decreases when faced with challenges.

با رویارویی با چالش‌ها، اشتیاق او کاهش می‌یابد.

when the humidity decreases, comfort levels increase.

زمانی که رطوبت کاهش می‌یابد، سطح آسایش افزایش می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید