go downstairs
رفتن به طبقه پایین
wait for me downstairs in reception.
منتظر من در طبقه پایین در قسمت پذیرش باشید.
He went downstairs to breakfast.
او برای صبحانه به طبقه پایین رفت.
I'll come downstairs in a minute.
من یک دقیقه دیگر به طبقه پایین می آیم.
she was hurrying downstairs to catch the news.
او برای دیدن اخبار به سرعت به طبقه پایین رفت.
the downstairs was hardly damaged at all.
طبقه پایین تقریباً آسیب ندیده بود.
he went downstairs, holding tight to the bannisters.
او به طبقه پایین رفت و محکم به نرده ها چسبید.
Trapse downstairs in your underthings to check it out?
با لباس زیر به طبقه پایین بروید تا بررسی کنید؟
He lives in a downstairs room.
او در یک اتاق طبقه پایین زندگی می کند.
The downstairs rooms are not as quiet as the upstairs ones.
اتاق های طبقه پایین به اندازه اتاق های طبقه بالا آرام نیستند.
We haven't painted the downstairs yet.
ما هنوز طبقه پایین را رنگ نکرده ایم.
I went downstairs in my dressing gown.
من با لباس خواب به طبقه پایین رفتم.
went downstairs to answer the front door.
برای پاسخگویی به در جلوی خانه به طبقه پایین رفت.
he crept downstairs, hardly making any noise.
او به آرامی به طبقه پایین خزید و تقریباً هیچ صدایی ایجاد نکرد.
two of the downstairs rooms had been knocked into one .
دو اتاق طبقه پایین به هم متصل شده بودند.
she came downstairs in a series of flying leaps.
او با سری جهش به طبقه پایین آمد.
Thick shrubs blinded our downstairs windows.
بوته های ضخیم پنجره های طبقه پایین ما را پنهان کردند.
As soon as I came downstairs the burglar bolted out.
به محض اینکه من به طبقه پایین آمدم، دزد فرار کرد.
He hands the old granny upstairs and downstairs every day.
او هر روز مادربزرگ پیر را به طبقه بالا و پایین می برد.
The sound of footsteps on the bare floor annoyed the downstairs neighbors.
صدای قدم ها روی کفپوش بدون فرش همسایگان طبقه پایین را آزار می داد.
go downstairs
رفتن به طبقه پایین
wait for me downstairs in reception.
منتظر من در طبقه پایین در قسمت پذیرش باشید.
He went downstairs to breakfast.
او برای صبحانه به طبقه پایین رفت.
I'll come downstairs in a minute.
من یک دقیقه دیگر به طبقه پایین می آیم.
she was hurrying downstairs to catch the news.
او برای دیدن اخبار به سرعت به طبقه پایین رفت.
the downstairs was hardly damaged at all.
طبقه پایین تقریباً آسیب ندیده بود.
he went downstairs, holding tight to the bannisters.
او به طبقه پایین رفت و محکم به نرده ها چسبید.
Trapse downstairs in your underthings to check it out?
با لباس زیر به طبقه پایین بروید تا بررسی کنید؟
He lives in a downstairs room.
او در یک اتاق طبقه پایین زندگی می کند.
The downstairs rooms are not as quiet as the upstairs ones.
اتاق های طبقه پایین به اندازه اتاق های طبقه بالا آرام نیستند.
We haven't painted the downstairs yet.
ما هنوز طبقه پایین را رنگ نکرده ایم.
I went downstairs in my dressing gown.
من با لباس خواب به طبقه پایین رفتم.
went downstairs to answer the front door.
برای پاسخگویی به در جلوی خانه به طبقه پایین رفت.
he crept downstairs, hardly making any noise.
او به آرامی به طبقه پایین خزید و تقریباً هیچ صدایی ایجاد نکرد.
two of the downstairs rooms had been knocked into one .
دو اتاق طبقه پایین به هم متصل شده بودند.
she came downstairs in a series of flying leaps.
او با سری جهش به طبقه پایین آمد.
Thick shrubs blinded our downstairs windows.
بوته های ضخیم پنجره های طبقه پایین ما را پنهان کردند.
As soon as I came downstairs the burglar bolted out.
به محض اینکه من به طبقه پایین آمدم، دزد فرار کرد.
He hands the old granny upstairs and downstairs every day.
او هر روز مادربزرگ پیر را به طبقه بالا و پایین می برد.
The sound of footsteps on the bare floor annoyed the downstairs neighbors.
صدای قدم ها روی کفپوش بدون فرش همسایگان طبقه پایین را آزار می داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید