downwelling

[ایالات متحده]/ˈdaʊnˌwɛlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdaʊnˌwɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (حرکت به سمت پایین آب اقیانوس به دلیل فشار تکتونیکی); (حرکت به سمت پایین آب اقیانوس به دلیل فشار تکتونیکی)

عبارات و ترکیب‌ها

downwelling zone

منطقه نزول

downwelling flow

جریان نزولی

downwelling currents

جریانات نزولی

downwelling regions

مناطق نزول

downwelling processes

فرآیندهای نزول

downwelling effects

اثرات نزول

downwelling systems

سیستم‌های نزول

downwelling events

رویدادهای نزول

downwelling dynamics

پویایی نزول

جملات نمونه

the downwelling of cold water helps regulate ocean temperatures.

جذب‌شدگی آب سرد به تنظیم دمای اقیانوس‌ها کمک می‌کند.

downwelling occurs when surface water becomes denser than the water below.

جذب‌شدگی زمانی رخ می‌دهد که آب سطحی متراکم‌تر از آب زیرین شود.

scientists study downwelling to understand ocean currents.

دانشمندان جریان‌های اقیانوسی را درک می‌کنند تا جریان‌های اقیانوسی را مطالعه کنند.

during winter, downwelling is common in polar regions.

در طول زمستان، جذب‌شدگی در مناطق قطبی رایج است.

downwelling can affect marine ecosystems significantly.

جذب‌شدگی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر اکوسیستم‌های دریایی داشته باشد.

research on downwelling helps predict climate change effects.

تحقیقات در مورد جذب‌شدگی به پیش‌بینی اثرات تغییرات آب و هوایی کمک می‌کند.

downwelling transports nutrients from the surface to deeper waters.

جذب‌شدگی مواد مغذی را از سطح به آب‌های عمیق‌تر منتقل می‌کند.

understanding downwelling is crucial for oceanographers.

درک جذب‌شدگی برای اقیانوس‌شناسان بسیار مهم است.

in coastal areas, downwelling can influence fish populations.

در مناطق ساحلی، جذب‌شدگی می‌تواند بر جمعیت ماهی‌ها تأثیر بگذارد.

downwelling zones are often rich in biodiversity.

مناطق جذب‌شدگی اغلب از نظر تنوع زیستی غنی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید