sink

[ایالات متحده]/sɪŋk/
[بریتانیا]/sɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. (چیزی را) غرق کردن; (چیزی را) غرق کردن
n. استخر، سینک
Word Forms
زمان گذشتهsank
قسمت سوم فعلsunk
جمعsinks
شکل سوم شخص مفردsinks
صفت یا فعل حال استمراریsinking

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen sink

سینک ظرفشویی

bathroom sink

سینک حمام

sink drain

سرریز سینک

clogged sink

سینک مسدود

heat sink

هیت سینک

sink in

سینک در

sink into

وارد شدن به سینک

sink down

افت کردن

sink or swim

یا غرق شو یا شنا کن

heart sink

قلب شکستن

sink mark

علامت سینک

جملات نمونه

the local sink school.

مدرسه شیک محلی

ram and sink a submarine

رم و غرق کردن یک زیردریزی

sink into a deep sleep

در یک خواب عمیق فرو رفتن

this pledge could sink the government.

این تعهد می‌تواند دولت را سرنگون کند.

a sinking at the heart

فرو رفتن در قلب

The sun was sinking in the west.

خورشید در غرب در حال غروب بود.

The ground sinks to the sea.

زمین به دریا فرو می رود.

He is sinking fast.

او به سرعت در حال فرو رفتن است.

The sun is sinking in the west.

خورشید در غرب در حال غروب بود.

they agreed to sink their differences.

آنها توافق کردند که اختلافات خود را کنار بگذارند.

a sink of unnatural vice, pride, and luxury.

گودالی از فحشه های غیرطبیعی، غرور و تجمل.

the sink is full of washing-up.

سینک پر از کارای شستن ظرف است.

a backup in the sink; a backup of traffic at the drawbridge.

یک نسخه پشتیبان در سینک؛ یک نسخه پشتیبان از ترافیک در پل متحرک.

A porcelain sink cleans easily.

سینک‌های چینی به راحتی تمیز می‌شوند.

Wood does not sink in water.

چوب در آب فرو نمی رود.

نمونه‌های واقعی

I accidentally knocked her into the sink.

من به طور تصادفی او را به داخل سینک هل دادم.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

Your husband told me you have a clogged sink.

همسرت به من گفت شما یک سینک مسدود شده دارید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

If you swim, you succeed. If you sink, you fail.

اگر شنا کنید، موفق می شوید. اگر غرق شوید، شکست می خورید.

منبع: VOA Special May 2019 Collection

A few bubbles rose where he sank.

چند حباب از جایی که او غرق شد، سر بیرون آورد.

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

And you don't sink into grass either.

و شما هم در چمن فرو نمی روید.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

The scandal will hurt Mr Mas, but it does not sink separatism.

این رسوایی به آقای ماس آسیب می رساند، اما جدایی طلبی را از بین نمی برد.

منبع: The Economist (Summary)

I'm glad that talk really sunk in.

خوشح هستم که آن صحبت واقعاً درک شد.

منبع: Our Day Season 2

Did you want to use the sink first?

آیا می خواستید اول از سینک استفاده کنید؟

منبع: S03

I have to fix my sink in the kitchen.

من باید سینک آشپزخانه ام را تعمیر کنم.

منبع: New English 900 Sentences (Basic Edition)

Yes, maybe it'll never sink in, who knows.

بله، شاید هرگز درک نشود، کی می دونه.

منبع: 2022 Nobel Prize Winner Interview Transcript

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید