drags on
کشیده شدن
drags down
به سمت پایین کشیدن
drags along
همراه کشیدن
drags out
بیرون کشیدن
drags behind
عقب کشیدن
drags in
وارد کردن
drags feet
کشیدن پاها
drags up
بالا کشیدن
drags away
دور کشیدن
drags through
در میان کشیدن
he drags his feet when he doesn't want to go out.
او وقتی نمی خواهد بیرون برود، پا پس می کشد.
the heavy box drags on the floor as i move it.
همانطور که آن را حرکت می دهم، جعبه سنگین روی زمین کشیده می شود.
she drags her luggage through the airport.
او چمدان هایش را از طریق فرودگاه می کشد.
the ongoing project drags on longer than expected.
پروژه در حال انجام بیشتر از حد انتظار طول می کشد.
he drags himself out of bed every morning.
او هر روز صبح خودش را از رختخواب بیرون می کشد.
the team drags their feet on the decision-making process.
تیم در فرآیند تصمیم گیری تعلل می کند.
she drags her thoughts back to the present.
او افکارش را به زمان حال باز می گرداند.
it drags on for hours without any resolution.
ساعت ها بدون هیچ گونه حلی ادامه می یابد.
the dog drags the stick across the yard.
سگ چوب را در سراسر حیاط می کشد.
he drags his friends into his problems.
او دوستانش را به درون مشکلاتش می کشد.
drags on
کشیده شدن
drags down
به سمت پایین کشیدن
drags along
همراه کشیدن
drags out
بیرون کشیدن
drags behind
عقب کشیدن
drags in
وارد کردن
drags feet
کشیدن پاها
drags up
بالا کشیدن
drags away
دور کشیدن
drags through
در میان کشیدن
he drags his feet when he doesn't want to go out.
او وقتی نمی خواهد بیرون برود، پا پس می کشد.
the heavy box drags on the floor as i move it.
همانطور که آن را حرکت می دهم، جعبه سنگین روی زمین کشیده می شود.
she drags her luggage through the airport.
او چمدان هایش را از طریق فرودگاه می کشد.
the ongoing project drags on longer than expected.
پروژه در حال انجام بیشتر از حد انتظار طول می کشد.
he drags himself out of bed every morning.
او هر روز صبح خودش را از رختخواب بیرون می کشد.
the team drags their feet on the decision-making process.
تیم در فرآیند تصمیم گیری تعلل می کند.
she drags her thoughts back to the present.
او افکارش را به زمان حال باز می گرداند.
it drags on for hours without any resolution.
ساعت ها بدون هیچ گونه حلی ادامه می یابد.
the dog drags the stick across the yard.
سگ چوب را در سراسر حیاط می کشد.
he drags his friends into his problems.
او دوستانش را به درون مشکلاتش می کشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید