drags

[ایالات متحده]/dræɡz/
[بریتانیا]/dræɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که کشیده یا کشیده می‌شوند؛ عمل کشیدن یا کشیده شدن؛ مقاومت لنگر؛ قطار شمش

عبارات و ترکیب‌ها

drags on

کشیده شدن

drags down

به سمت پایین کشیدن

drags along

همراه کشیدن

drags out

بیرون کشیدن

drags behind

عقب کشیدن

drags in

وارد کردن

drags feet

کشیدن پاها

drags up

بالا کشیدن

drags away

دور کشیدن

drags through

در میان کشیدن

جملات نمونه

he drags his feet when he doesn't want to go out.

او وقتی نمی خواهد بیرون برود، پا پس می کشد.

the heavy box drags on the floor as i move it.

همانطور که آن را حرکت می دهم، جعبه سنگین روی زمین کشیده می شود.

she drags her luggage through the airport.

او چمدان هایش را از طریق فرودگاه می کشد.

the ongoing project drags on longer than expected.

پروژه در حال انجام بیشتر از حد انتظار طول می کشد.

he drags himself out of bed every morning.

او هر روز صبح خودش را از رختخواب بیرون می کشد.

the team drags their feet on the decision-making process.

تیم در فرآیند تصمیم گیری تعلل می کند.

she drags her thoughts back to the present.

او افکارش را به زمان حال باز می گرداند.

it drags on for hours without any resolution.

ساعت ها بدون هیچ گونه حلی ادامه می یابد.

the dog drags the stick across the yard.

سگ چوب را در سراسر حیاط می کشد.

he drags his friends into his problems.

او دوستانش را به درون مشکلاتش می کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید