tugs

[ایالات متحده]/tʌɡz/
[بریتانیا]/tʌɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشش یا کشیدن قوی
v. شکل سوم شخص مفرد از کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

tugs at

کشیدن

tugs boat

کشیدن قایق

tugs away

دور کشیدن

tugs heart

کشیدن دل

tugs line

کشیدن خط

tugs rope

کشیدن طناب

tugs emotions

کشیدن احساسات

tugs memories

کشیدن خاطرات

tugs chains

کشیدن زنجیر

tugs feelings

کشیدن احساس

جملات نمونه

the child tugs at his mother's sleeve.

کودک آستین مادرش را می‌کشد.

the dog tugs on the leash during the walk.

سگ در حین قدم زدن، بند قلاده را می‌کشد.

she tugs her shirt down to cover her stomach.

او پیراهنش را به سمت پایین می‌کشد تا شکمش را بپوشاند.

the boat tugs at the anchor in the rough sea.

کشتی در دریای خروشان، لنگر را می‌کشد.

he tugs the door open with all his strength.

او با تمام قدرتش در می آورد و در را باز می‌کند.

the toddler tugs at his toy, trying to get it free.

کودک نوپا اسباب‌بازی‌اش را می‌کشد تا آن را آزاد کند.

she tugs at her hair nervously during the interview.

او در حین مصاحبه عصبی، موهایش را می‌کشد.

the wind tugs at the flags, making them flap.

باد باعث می‌شود که پرچم‌ها تکان بخورند و به این ترتیب آن‌ها را می‌کشد.

he tugs at his collar, feeling uncomfortable.

او احساس ناراحتی می‌کند و یقه لباسش را می‌کشد.

the child tugs on the rope to play tug-of-war.

کودک برای بازی طناب‌کشی طناب را می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید