tugs at
کشیدن
tugs boat
کشیدن قایق
tugs away
دور کشیدن
tugs heart
کشیدن دل
tugs line
کشیدن خط
tugs rope
کشیدن طناب
tugs emotions
کشیدن احساسات
tugs memories
کشیدن خاطرات
tugs chains
کشیدن زنجیر
tugs feelings
کشیدن احساس
the child tugs at his mother's sleeve.
کودک آستین مادرش را میکشد.
the dog tugs on the leash during the walk.
سگ در حین قدم زدن، بند قلاده را میکشد.
she tugs her shirt down to cover her stomach.
او پیراهنش را به سمت پایین میکشد تا شکمش را بپوشاند.
the boat tugs at the anchor in the rough sea.
کشتی در دریای خروشان، لنگر را میکشد.
he tugs the door open with all his strength.
او با تمام قدرتش در می آورد و در را باز میکند.
the toddler tugs at his toy, trying to get it free.
کودک نوپا اسباببازیاش را میکشد تا آن را آزاد کند.
she tugs at her hair nervously during the interview.
او در حین مصاحبه عصبی، موهایش را میکشد.
the wind tugs at the flags, making them flap.
باد باعث میشود که پرچمها تکان بخورند و به این ترتیب آنها را میکشد.
he tugs at his collar, feeling uncomfortable.
او احساس ناراحتی میکند و یقه لباسش را میکشد.
the child tugs on the rope to play tug-of-war.
کودک برای بازی طنابکشی طناب را میکشد.
tugs at
کشیدن
tugs boat
کشیدن قایق
tugs away
دور کشیدن
tugs heart
کشیدن دل
tugs line
کشیدن خط
tugs rope
کشیدن طناب
tugs emotions
کشیدن احساسات
tugs memories
کشیدن خاطرات
tugs chains
کشیدن زنجیر
tugs feelings
کشیدن احساس
the child tugs at his mother's sleeve.
کودک آستین مادرش را میکشد.
the dog tugs on the leash during the walk.
سگ در حین قدم زدن، بند قلاده را میکشد.
she tugs her shirt down to cover her stomach.
او پیراهنش را به سمت پایین میکشد تا شکمش را بپوشاند.
the boat tugs at the anchor in the rough sea.
کشتی در دریای خروشان، لنگر را میکشد.
he tugs the door open with all his strength.
او با تمام قدرتش در می آورد و در را باز میکند.
the toddler tugs at his toy, trying to get it free.
کودک نوپا اسباببازیاش را میکشد تا آن را آزاد کند.
she tugs at her hair nervously during the interview.
او در حین مصاحبه عصبی، موهایش را میکشد.
the wind tugs at the flags, making them flap.
باد باعث میشود که پرچمها تکان بخورند و به این ترتیب آنها را میکشد.
he tugs at his collar, feeling uncomfortable.
او احساس ناراحتی میکند و یقه لباسش را میکشد.
the child tugs on the rope to play tug-of-war.
کودک برای بازی طنابکشی طناب را میکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید