dramatist

[ایالات متحده]/'dræmətɪst/
[بریتانیا]/'dræmətɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس
Word Forms

جملات نمونه

The dramatist flourished around 1930.

نویسندهٔ نمایشی حدود سال 1930 شکوفا شد.

How very extraordinary that you should have never heard of such a talented dramatist!

چه بسیار غیرمنتظره که شما هرگز از چنین نمایشنامه نویس با استعدادی نشنیده باشید!

Beside Shakespeare,Marlowe strikes us as an immature dramatist,especially in his comic scenes.

علاوه بر شکسپیر، مارلو به نظر ما نمایشنامه نویس نارس است، به خصوص در صحنه‌های کمدی‌اش.

Shakespeare is a renowned dramatist.

شکسپیر یک نمایشنامه نویس مشهور است.

The dramatist's play received rave reviews from critics.

نمایشنامه نویس مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

The dramatist's work explores complex themes.

کار نمایشنامه نویس مضامین پیچیده ای را بررسی می کند.

She aspires to become a successful dramatist.

او امیدوار است به یک نمایشنامه نویس موفق تبدیل شود.

The dramatist's dialogue is sharp and witty.

گفتگوی نمایشنامه نویس تیز و بامزه است.

The dramatist's writing style is unique.

سبک نویسندگی نمایشنامه نویس منحصر به فرد است.

The dramatist's plays are thought-provoking.

نمایشنامه های نمایشنامه نویس تفکر برانگیز هستند.

She studied the works of famous dramatists.

او آثار نمایشنامه نویسان مشهور را مطالعه کرد.

The dramatist's characters are well-developed.

شخصیت های نمایشنامه نویس به خوبی توسعه یافته اند.

The dramatist won several awards for her plays.

نمایشنامه نویس برای نمایش نامه هایش جوایز متعددی دریافت کرد.

نمونه‌های واقعی

Around the same time, a few Spanish dramatists who'd spent some time in Italy started writing comedies and pastorals.

در همین زمان، چند نمایشنامه نویس اسپانیایی که مدتی را در ایتالیا گذرانده بودند، شروع به نوشتن کمدی و نمایشنامه های牧歌 کردند.

منبع: Crash Course in Drama

Her story has inspired poets, dramatists, and artists for more than 2,000 years.

داستان او الهام بخش شاعران، نمایشنامه نویسان و هنرمندان بوده است بیش از 2000 سال.

منبع: Women Who Changed the World

They were superb dramatists, and Stroheim was also a memorable actor.

آنها نمایشنامه نویسان فوق العاده ای بودند و Stroheim نیز یک بازیگر به یاد ماندنی بود.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2019 Collection

He was a dramatist; a painter; a poet, like Carlyle.

او یک نمایشنامه نویس بود؛ نقاش؛ شاعری، مانند Carlyle.

منبع: The Education of Henry Adams (Part Two)

I don't want to teach drama, I want to become a dramatist. I want to write plays.

من نمی خواهم نمایشنامه تدریس کنم، می خواهم به یک نمایشنامه نویس تبدیل شوم. می خواهم نمایشنامه بنویسم.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2017 Collection

A dramatist rehashed one drama and rehearsed it.

یک نمایشنامه نویس یک نمایشنامه را بازنویسی کرد و آن را تمرین کرد.

منبع: Pan Pan

(1)The best-known English dramatist since Shakespeare.

معروف ترین نمایشنامه نویس انگلیسی از زمان شکسپیر.

منبع: Selected Readings in British and American Literature

The dramatist was so drastic that even his drawl was dreadful.

نمایشنامه نویس آنقدر شدید بود که حتی لحن صحبتش هم وحشتناک بود.

منبع: Pan Pan

A major plus is that you're acting with other actresses, because-and this has never changed in my lifetime-contemporary dramatists don't find women interesting.

یک نکته مثبت بزرگ این است که شما با سایر بازیگران زن بازی می کنید، زیرا - و این هرگز در طول عمر من تغییر نکرده است - نمایشنامه نویسان معاصر زنان را جالب نمی دانند.

منبع: Time

The two dramatists will appear together on the title pages of the trilogy King Henry VI published by Oxford University Press.

دو نمایشنامه نویس در صفحات عنوان تریلوژی شاه هنری ششم که توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده است، با هم ظاهر خواهند شد.

منبع: BBC Listening Collection October 2016

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید