dreamscapes

[ایالات متحده]/[ˈdriːmˌskeɪps]/
[بریتانیا]/[ˈdriːmˌskeɪps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چشم‌انداز سوررئال یا خیالی، که اغلب در هنر، ادبیات یا فیلم به تصویر کشیده می‌شود؛ محیط‌ها و مکان‌های خیالی درون یک رویا؛ مجموعه‌ای از تصاویر یا صحنه‌های رویایی.

عبارات و ترکیب‌ها

vivid dreamscapes

مناظر رویایی زنده

explore dreamscapes

کاوش در مناظر رویایی

lost in dreamscapes

گم شدن در مناظر رویایی

digital dreamscapes

مناظر رویایی دیجیتال

creating dreamscapes

ایجاد مناظر رویایی

surreal dreamscapes

مناظر رویایی سورئال

dreamscapes unfold

مناظر رویایی باز می‌شوند

inner dreamscapes

مناظر رویایی درونی

painted dreamscapes

مناظر رویایی رنگ شده

ethereal dreamscapes

مناظر رویایی اثیری

جملات نمونه

the artist's dreamscapes often feature surreal landscapes and impossible architecture.

تابلوی‌های هنرمند اغلب شامل مناظر سوررئال و معماری غیرممکن است.

we explored the dreamscapes of a young child, full of fantastical creatures and vibrant colors.

ما مناظر رویایی یک کودک خردسال را که پر از موجودات خیالی و رنگ‌های زنده بود، بررسی کردیم.

her photography captured haunting dreamscapes, blurring the line between reality and imagination.

عکس‌های او مناظر رویایی دلخراشی را به تصویر می‌کشید و مرز بین واقعیت و خیال را محو می‌کرد.

the film used stunning visual effects to create immersive dreamscapes for the audience.

فیلم از جلوه‌های بصری خیره‌کننده برای ایجاد مناظر رویایی فراگیر برای مخاطب استفاده کرد.

he described his recurring dreamscapes as a mix of childhood memories and anxieties.

او مناظر رویایی تکراری خود را ترکیبی از خاطرات دوران کودکی و نگرانی‌ها توصیف کرد.

the novel's dreamscapes were richly detailed and symbolic, adding layers of meaning.

مناظر رویایی رمان بسیار دقیق و نمادین بودند و لایه‌هایی از معنا را اضافه می‌کردند.

the composer sought to evoke ethereal dreamscapes through his evocative musical compositions.

آهنگساز به دنبال ایجاد مناظر رویایی اثیری از طریق قطعات موسیقی بیانگر خود بود.

the game's world was a series of interconnected dreamscapes, each with unique challenges.

جهان بازی مجموعه‌ای از مناظر رویایی به هم پیوسته بود که هر کدام چالش‌های منحصر به فرد خود را داشتند.

she painted vibrant dreamscapes inspired by her travels through southeast asia.

او مناظر رویایی زنده و پر جنب و جوشی را که از سفرش به آسیای جنوب شرقی الهام گرفته بود، نقاشی کرد.

the poet used metaphors to create vivid dreamscapes in his lyrical verses.

شاعر از استعاره‌ها برای ایجاد مناظر رویایی زنده در ابیات غنایی خود استفاده کرد.

the interactive installation allowed visitors to wander through shifting dreamscapes.

نصب‌ هنری تعاملی به بازدیدکنندگان اجازه می‌داد در مناظر رویایی متغیر پرسه بزنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید