drippy

[ایالات متحده]/'drɪpɪ/
[بریتانیا]/'drɪpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه باران یا رطوبت; چکنده
Word Forms
صفت عالیdrippiest

جملات نمونه

a drippy love song.

یک ترانه عاشقانه چکه دار

a drippy, wet day.

یک روز چکه دار و خیس

a drippy love scene.

یک صحنه عاشقانه چکه دار

Spring is showery, flowery, bowery. Summer is hoppy, croppy, poppy. Autumn is wheezy, sneezy, freezy. Winter is slippy, drippy, nippy.

بهار بارانی، گلدار، سرسبز است. تابستان شاد، کوتاه، پاپ است. پاییز خس خس کننده، عطسه آور، یخبندان است. زمستان لغزنده، چکه دار، سوزناک است.

The ice cream cone was drippy on a hot summer day.

آب‌نبات یخی در یک روز گرم تابستانی چکه دار بود.

The leaky faucet made the sink drippy.

شیر آب چکه کننده، سینک را چکه دار کرد.

Her wet umbrella left a drippy trail on the floor.

چتر خیس او ردپای چکه داری روی زمین گذاشت.

The candle wax was drippy and messy.

پارچه عسل چکه دار و نامرتب بود.

The drippy paintbrush created a watercolor effect.

برس قلم موی چکه دار جلوه ای آبرنگ ایجاد کرد.

The drippy faucet kept me awake all night.

شیر آب چکه کننده تمام شب مرا بیدار نگه داشت.

The drippy nose indicated a cold coming on.

بینی چکه کننده نشان دهنده شروع سرماخوردگی بود.

The rain made the windows drippy and blurred.

باران پنجره ها را چکه دار و تار کرد.

The drippy weather ruined our picnic plans.

آب و هوای چکه دار برنامه های پیک نیک ما را خراب کرد.

The drippy ice cream cone was a messy delight.

آب‌نبات یخی چکه دار یک لذت آشفته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید