drizzled

[ایالات متحده]/ˈdrɪz.əld/
[بریتانیا]/ˈdrɪz.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت drizzle

عبارات و ترکیب‌ها

drizzled chocolate

شکلات چکه دار

drizzled honey

عسل چکه دار

drizzled sauce

سس چکه دار

drizzled olive oil

روغن زیتون چکه دار

drizzled cream

خامه چکه دار

drizzled dressing

سس سالاد چکه دار

drizzled syrup

شربت چکه دار

drizzled balsamic

سرکه بالزامیک چکه دار

drizzled glaze

نگاشه چکه دار

drizzled pesto

پستو چکه دار

جملات نمونه

the chef drizzled olive oil over the salad.

سرآشپز روغن زیتون را روی سالاد ریخت.

she drizzled chocolate sauce on the dessert.

او سس شکلات را روی دسر ریخت.

the artist drizzled paint on the canvas for effect.

هنرمند برای ایجاد جلوه، رنگ را روی بوم نقاشی ریخت.

he drizzled honey on his toast.

او عسل را روی نان تست خود ریخت.

the baker drizzled icing over the cupcakes.

آشپز شیرینی‌پز روی کاپ‌کیک‌ها خمیر قندی ریخت.

they drizzled balsamic vinegar on the grilled vegetables.

آنها سرکه بالزامیک را روی سبزیجات گریل شده ریختند.

she drizzled lemon juice over the fish.

او آب لیمو را روی ماهی ریخت.

the waiter drizzled sauce on the steak before serving.

پیشخدمت قبل از سرویس، سس را روی استیک ریخت.

he drizzled ranch dressing on his salad.

او سس رنچ را روی سالاد خود ریخت.

she drizzled syrup on her pancakes.

او شربت را روی پنکیک‌های خود ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید