drug-free

[ایالات متحده]/[ˈdrʌɡ ˈfriː]/
[بریتانیا]/[ˈdrʌɡ ˈfriː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خالی از دارو؛ حاوی دارو نیست.؛ از دارو استفاده نمی‌کند، به ویژه داروهای غیرقانونی.
adv. خالی از دارو.

عبارات و ترکیب‌ها

drug-free workplace

محیط کاری بدون دارو

staying drug-free

باقی ماندن بدون دارو

drug-free policy

سیاست بدون دارو

becoming drug-free

شدن بدون دارو

drug-free testing

آزمایش بدون دارو

drug-free life

زندگی بدون دارو

drug-free athlete

ورزشکن بدون دارو

drug-free environment

محیط بدون دارو

drug-free guarantee

ضمان بدون دارو

drug-free products

محصولات بدون دارو

جملات نمونه

we promote a drug-free workplace for all employees.

ما به ایجاد محیطی بدون دارو برای تمامی کارکنان تشویق می‌کنیم.

the athlete maintained a drug-free training regimen.

ورزشکار یک رژیم تمرینی بدون دارو حفظ کرد.

our program offers support for a drug-free lifestyle.

پروگرام ما حمایت از زندگی بدون دارو را فراهم می‌کند.

the school has a strict drug-free policy.

مدرسه قانونی سخت‌گیرانه‌ای برای محیطی بدون دارو دارد.

he is committed to living a drug-free existence.

او به زندگی بدون دارو پایبند است.

the team strives for a drug-free environment.

تیم برای ایجاد محیطی بدون دارو تلاش می‌کند.

she advocates for drug-free prevention programs.

او برنامه‌های پیشگیری بدون دارو را ترویج می‌دهد.

the company conducts regular drug-free screenings.

شرکت آزمایش‌های منظم برای محیطی بدون دارو انجام می‌دهد.

it's important to encourage drug-free choices.

تشویق به انتخاب‌های بدون دارو اهمیت دارد.

they are dedicated to creating a drug-free community.

آن‌ها به ایجاد یک جامعه بدون دارو متعهدند.

the goal is to maintain a completely drug-free campus.

هدف حفظ کاملاً محیطی بدون دارو در کampus است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید