impaired

[ایالات متحده]/im'pεəd/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آسیب دیده
v. آسیب رساندن
Word Forms
زمان گذشتهimpaired
قسمت سوم فعلimpaired

عبارات و ترکیب‌ها

visually impaired

معلول بینایی

hearing impaired

معلول شنوایی

جملات نمونه

an impaired sense of smell.

یک حس بویایی مختل.

his judgement became impaired by faith in his own infallibility.

قضاوت او به دلیل اعتماد به اطمینان مطلق خود مختل شد.

Zoomer was created to help visually impaired people.

Zoomer برای کمک به افراد دارای مشکلات بینایی ایجاد شد.

an impaired child in need of special assistance.

یک کودک ناتوان که به کمک ویژه نیاز دارد.

The patient's intelligence has been impaired by a brain injury. Tomar is to impair by or as if by disfiguring:

هوش بیمار به دلیل آسیب مغزی مختل شده است. تومار به معنای مختل کردن یا به عنوان اگر با زشت کردن است:

After operation, the cause of impaired vision was maculopathy or macular injury during trauma.

پس از عمل جراحی، علت کاهش بینایی ماکولوپاتی یا آسیب ماکولا در اثر ضربه بود.

signed his approval; sign instructions to a hearing-impaired teammate.

موافقت خود را امضا کرد؛ دستورالعمل ها را به هم تیمی ناشنوا اطلاع دهد.

His hearing was impaired by the continuous great noise for a long period of time.

گوش او به دلیل صدای بلند و مداوم برای مدت طولانی مختل شد.

"dactylology :The use of the fingers and hands to communicate and convey ideas, as in the manual alphabet used by hearing-impaired and speech-impaired people."

"انگشتی‌نگاری: استفاده از انگشتان و دست‌ها برای برقراری ارتباط و انتقال ایده‌ها، مانند حروف الفبای دستی که توسط افراد ناشنوا و دارای مشکل گفتاری استفاده می‌شود."

an injury that impaired my hearing; a severe storm impairing communications.See Synonyms at injure

آسیبی که باعث کاهش شنوایی من شد؛ یک طوفان شدید که باعث اختلال در ارتباطات شد. برای یافتن مترادف ها به آسیب مراجعه کنید

The most common impaired field which resulted is psychonosema in frontal and temporal lobe, moreover, the brain contusion is the primary type.

شایع‌ترین حوزه‌ی آسیب‌دیده که در نتیجه حاصل شد، سایکونوزما در لوب پیشین و temporal بود، علاوه بر این، ضربه مغزی نوع اصلی است.

The rights protection law for the comsumers enables any impaired comsumer to claim money from the company.

قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان به هر مصرف کننده ای که دچار مشکل است اجازه می دهد تا از شرکت پول مطالبه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید