dual-purpose vehicle
خودروی چندمنظوره
dual-purpose design
طراحی چندمنظوره
dual-purpose tool
ابزار چندمنظوره
dual-purpose space
فضای چندمنظوره
dual-purpose item
قطعه چندمنظوره
using dual-purpose
استفاده از چندمنظوره
dual-purpose kitchen
آشپزخانه چندمنظوره
dual-purpose room
اتاق چندمنظوره
dual-purpose furniture
مبلمان چندمنظوره
dual-purpose container
ظرف چندمنظوره
this dual-purpose cleaner works well on both glass and mirrors.
این پاککننده با کاربری دوگانه، برای هر دو شیشه و آینه بسیار مناسب است.
the hotel offered a dual-purpose room: a meeting space and a dining area.
هتل یک اتاق با کاربری دوگانه ارائه داد: فضایی برای جلسات و فضایی برای غذا خوردن.
we need a dual-purpose vehicle that can handle both city driving and off-road adventures.
ما به یک وسیله نقلیه با کاربری دوگانه نیاز داریم که بتواند هم رانندگی در شهر و هم ماجراجویی در خارج از جاده را تحمل کند.
the knife was a dual-purpose tool, serving as both a spreader and a cutter.
چاقو یک ابزار با کاربری دوگانه بود که هم به عنوان یک پخشکننده و هم به عنوان یک برشدهنده عمل میکرد.
the company developed a dual-purpose adhesive for both industrial and household use.
شرکت یک چسب با کاربری دوگانه برای استفاده صنعتی و خانگی توسعه داد.
the building's dual-purpose design allows it to function as a library and a community center.
طراحی با کاربری دوگانه ساختمان به آن اجازه میدهد تا به عنوان یک کتابخانه و مرکز اجتماعی عمل کند.
he bought a dual-purpose jacket that could be worn as a raincoat or a light sweater.
او یک ژاکت با کاربری دوگانه خرید که میتوانست به عنوان یک بارانی یا یک ژاکت سبک پوشیده شود.
the software offers a dual-purpose feature: data analysis and report generation.
نرمافزار یک ویژگی با کاربری دوگانه ارائه میدهد: تجزیه و تحلیل دادهها و تولید گزارش.
the new policy aims to create a dual-purpose system for education and job training.
سیاست جدید هدف دارد تا یک سیستم با کاربری دوگانه برای آموزش و آموزش شغلی ایجاد کند.
the artist created a dual-purpose sculpture that was both visually appealing and environmentally conscious.
هنرمند یک مجسمه با کاربری دوگانه ایجاد کرد که هم از نظر بصری جذاب بود و هم از نظر زیستمحیطی آگاه.
the store sells a wide range of dual-purpose products, from furniture to kitchenware.
فروشگاه طیف گستردهای از محصولات با کاربری دوگانه را میفروشد، از مبلمان تا لوازم آشپزخانه.
dual-purpose vehicle
خودروی چندمنظوره
dual-purpose design
طراحی چندمنظوره
dual-purpose tool
ابزار چندمنظوره
dual-purpose space
فضای چندمنظوره
dual-purpose item
قطعه چندمنظوره
using dual-purpose
استفاده از چندمنظوره
dual-purpose kitchen
آشپزخانه چندمنظوره
dual-purpose room
اتاق چندمنظوره
dual-purpose furniture
مبلمان چندمنظوره
dual-purpose container
ظرف چندمنظوره
this dual-purpose cleaner works well on both glass and mirrors.
این پاککننده با کاربری دوگانه، برای هر دو شیشه و آینه بسیار مناسب است.
the hotel offered a dual-purpose room: a meeting space and a dining area.
هتل یک اتاق با کاربری دوگانه ارائه داد: فضایی برای جلسات و فضایی برای غذا خوردن.
we need a dual-purpose vehicle that can handle both city driving and off-road adventures.
ما به یک وسیله نقلیه با کاربری دوگانه نیاز داریم که بتواند هم رانندگی در شهر و هم ماجراجویی در خارج از جاده را تحمل کند.
the knife was a dual-purpose tool, serving as both a spreader and a cutter.
چاقو یک ابزار با کاربری دوگانه بود که هم به عنوان یک پخشکننده و هم به عنوان یک برشدهنده عمل میکرد.
the company developed a dual-purpose adhesive for both industrial and household use.
شرکت یک چسب با کاربری دوگانه برای استفاده صنعتی و خانگی توسعه داد.
the building's dual-purpose design allows it to function as a library and a community center.
طراحی با کاربری دوگانه ساختمان به آن اجازه میدهد تا به عنوان یک کتابخانه و مرکز اجتماعی عمل کند.
he bought a dual-purpose jacket that could be worn as a raincoat or a light sweater.
او یک ژاکت با کاربری دوگانه خرید که میتوانست به عنوان یک بارانی یا یک ژاکت سبک پوشیده شود.
the software offers a dual-purpose feature: data analysis and report generation.
نرمافزار یک ویژگی با کاربری دوگانه ارائه میدهد: تجزیه و تحلیل دادهها و تولید گزارش.
the new policy aims to create a dual-purpose system for education and job training.
سیاست جدید هدف دارد تا یک سیستم با کاربری دوگانه برای آموزش و آموزش شغلی ایجاد کند.
the artist created a dual-purpose sculpture that was both visually appealing and environmentally conscious.
هنرمند یک مجسمه با کاربری دوگانه ایجاد کرد که هم از نظر بصری جذاب بود و هم از نظر زیستمحیطی آگاه.
the store sells a wide range of dual-purpose products, from furniture to kitchenware.
فروشگاه طیف گستردهای از محصولات با کاربری دوگانه را میفروشد، از مبلمان تا لوازم آشپزخانه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید