dunces

[ایالات متحده]/ˈdʌnsɪz/
[بریتانیا]/ˈdʌnsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به یادگیری کند هستند؛ یک احمق

عبارات و ترکیب‌ها

dunces unite

احمق‌ها متحد شوند

dunces rule

احمق‌ها حکومت می‌کنند

dunces prevail

احمق‌ها پیروز می‌شوند

dunces abound

احمق‌ها فراوان هستند

call the dunces

احمق‌ها را صدا کنید

dunces at work

احمق‌ها در حال کار هستند

dunces gather

احمق‌ها گرد هم می‌آیند

dunces speak

احمق‌ها صحبت می‌کنند

dunces think

احمق‌ها فکر می‌کنند

dunces laugh

احمق‌ها می‌خندند

جملات نمونه

don't be such dunces in class.

اینقدر در کلاس احمقانه رفتار نکنید.

even the brightest students can act like dunces sometimes.

حتی باهوش ترین دانش آموزان هم گاهی اوقات ممکن است مانند افراد احمق رفتار کنند.

calling them dunces won't help their confidence.

نامیدن آنها به عنوان افراد احمق به افزایش اعتماد به نفس آنها کمک نمی کند.

only a few dunces failed the exam.

فقط تعداد کمی از افراد احمق در امتحان قبول نشدند.

the teacher warned the dunces to pay attention.

معلم به افراد احمق هشدار داد که توجه کنند.

he felt like a dunce after forgetting his lines.

بعد از فراموش کردن دیالوگ هایش احساس کرد که مثل یک احمق است.

they laughed at the dunces for their silly mistakes.

آنها به دلیل اشتباهات احمقانه شان به افراد احمق خندیدند.

even the dunces can learn with the right guidance.

حتی افراد احمق هم می توانند با راهنمایی مناسب یاد بگیرند.

let's not treat the dunces as less capable.

بیایید افراد احمق را به عنوان افراد کم توان در نظر نگیریم.

sometimes, the dunces have the best ideas.

گاهی اوقات، افراد احمق بهترین ایده ها را دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید