idiots are
احمقها هستند
those idiots
آن احمقها
you idiots
شما احمقها
foolish idiots
احمقهای احمق
big idiots
احمقهای بزرگ
real idiots
احمقهای واقعی
idiots everywhere
احمقها همه جا
idiots unite
احمقها متحد شوید
idiots will
احمقها خواهند کرد
stop idiots
متوقف کردن احمقها
only idiots would believe such a ridiculous story.
فقط احمقها حاضرند چنین داستانی پوچ را باور کنند.
don't be an idiot; think before you act.
احمق نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.
he called them idiots for making such a mistake.
او به خاطر این اشتباه کردن آنها را احمق خطاب کرد.
sometimes, even smart people can act like idiots.
گاهی اوقات، حتی افراد باهوش هم ممکن است مانند احمقها رفتار کنند.
it's frustrating to deal with idiots in the workplace.
همکاران احمق در محیط کار خسته کننده هستند.
she felt like an idiot for forgetting the meeting.
او به خاطر فراموش کردن جلسه احساس احمق بودن کرد.
idiots often refuse to listen to good advice.
احمقها اغلب از گوش دادن به مشورتهای خوب امتناع میکنند.
he was surrounded by idiots who couldn't see the truth.
او احاطه شده بود توسط افرادی که نمیتوانستند حقیقت را ببینند.
why do you let idiots get under your skin?
چرا اجازه میدهید احمقها شما را ناراحت کنند؟
only idiots would argue about something so trivial.
فقط احمقها در مورد چیزی به این اندازه جزئی بحث میکنند.
idiots are
احمقها هستند
those idiots
آن احمقها
you idiots
شما احمقها
foolish idiots
احمقهای احمق
big idiots
احمقهای بزرگ
real idiots
احمقهای واقعی
idiots everywhere
احمقها همه جا
idiots unite
احمقها متحد شوید
idiots will
احمقها خواهند کرد
stop idiots
متوقف کردن احمقها
only idiots would believe such a ridiculous story.
فقط احمقها حاضرند چنین داستانی پوچ را باور کنند.
don't be an idiot; think before you act.
احمق نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.
he called them idiots for making such a mistake.
او به خاطر این اشتباه کردن آنها را احمق خطاب کرد.
sometimes, even smart people can act like idiots.
گاهی اوقات، حتی افراد باهوش هم ممکن است مانند احمقها رفتار کنند.
it's frustrating to deal with idiots in the workplace.
همکاران احمق در محیط کار خسته کننده هستند.
she felt like an idiot for forgetting the meeting.
او به خاطر فراموش کردن جلسه احساس احمق بودن کرد.
idiots often refuse to listen to good advice.
احمقها اغلب از گوش دادن به مشورتهای خوب امتناع میکنند.
he was surrounded by idiots who couldn't see the truth.
او احاطه شده بود توسط افرادی که نمیتوانستند حقیقت را ببینند.
why do you let idiots get under your skin?
چرا اجازه میدهید احمقها شما را ناراحت کنند؟
only idiots would argue about something so trivial.
فقط احمقها در مورد چیزی به این اندازه جزئی بحث میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید