duplicity

[ایالات متحده]/djuːˈplɪsəti/
[بریتانیا]/duːˈplɪsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریبکاری؛ دوگانگی؛ عدم صداقت
Word Forms

جملات نمونه

expose their duplicity and cruelty and

دروغگویی و ظلم آنها را آشکار کنید.

tangled by his own duplicity;

گم‌شده در پیچیدگی‌های ناشی از دورنگی خود؛

He was caught in a web of duplicity.

او در تله‌ای از دورنگی گرفتار شد.

Political duplicity is common in this election.

دورنگی سیاسی در این انتخابات رایج است.

She mastered the art of duplicity.

او هنر دورنگی را آموخت.

The movie's plot was filled with duplicity and betrayal.

طرح فیلم با دورنگی و خیانت پر شده بود.

His duplicity was revealed when his lies were uncovered.

دورنگی او زمانی آشکار شد که دروغ‌هایش فاش شد.

The politician's duplicity was exposed by the media.

دورنگی سیاستمدار توسط رسانه ها افشا شد.

Duplicity in relationships can lead to trust issues.

دورنگی در روابط می تواند منجر به مشکلات اعتماد شود.

The spy's duplicity led to the downfall of the organization.

دورنگی جاسوس منجر به سقوط سازمان شد.

She was skilled at using duplicity to manipulate others.

او در استفاده از دورنگی برای دستکاری دیگران مهارت داشت.

The company's duplicity in their advertising tactics was criticized by consumers.

دورنگی شرکت در تاکتیک های تبلیغاتی خود مورد انتقاد مصرف کنندگان قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید