fraudulence

[ایالات متحده]/ˈfrɔːdʒələns/
[بریتانیا]/ˈfrɔːdʒələns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریبکاری؛ عدم صداقت؛ کیفیت تقلبی بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fraudulence detection

تشخیص تقلب

fraudulence prevention

جلوگیری از تقلب

fraudulence investigation

بررسی تقلب

fraudulence risk

ریسک تقلب

fraudulence scheme

طرح تقلب

fraudulence report

گزارش تقلب

fraudulence activity

فعالیت تقلب‌آمیز

fraudulence alert

هشدار تقلب

fraudulence analysis

تجزیه و تحلیل تقلب

fraudulence claims

ادعاهای تقلب

جملات نمونه

the company faced allegations of fraudulence.

شرکت با اتهامات مربوط به تقلب روبرو شد.

fraudulence can lead to severe legal consequences.

تقلب می‌تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

he was charged with fraudulence after the investigation.

پس از تحقیقات، او به اتهام تقلب بازداشت شد.

detecting fraudulence is crucial for financial institutions.

تشخیص تقلب برای موسسات مالی بسیار مهم است.

she reported the fraudulence to the authorities.

او تقلب را به مقامات گزارش کرد.

fraudulence undermines trust in the marketplace.

تقلب اعتماد به بازار را تضعیف می‌کند.

they implemented measures to prevent fraudulence.

آنها اقداماتی را برای جلوگیری از تقلب انجام دادند.

fraudulence can damage a company's reputation.

تقلب می‌تواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند.

many victims of fraudulence are hesitant to come forward.

بسیاری از قربانیان تقلب در ارائه شکایت مردد هستند.

understanding the signs of fraudulence is important.

درک نشانه‌های تقلب مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید