dusty

[ایالات متحده]/'dʌstɪ/
[بریتانیا]/'dʌsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از گرد و غبار؛ دارای گرد و غبار
Word Forms
صفت تفضیلیdustier
صفت عالیdustiest

عبارات و ترکیب‌ها

dusty surface

سطح پوشیده از غبار

جملات نمونه

a hot, dusty road.

یک جاده داغ و پر از غبار.

a dusty, airless basement.

یک زیرزمین پر از غبار و بدون تهویه.

a dusty old bore.

یک پیرمرد خسته کننده و پر غبار.

there was this funny smell—sort of dusty like.

بوی عجیبی بود - تقریبا مثل غبار.

the dusty precepts of a bygone era.

اصول کهنه یک دوران گذشته.

patches of pale gold and dusty pink.

مناطقی با رنگ‌های طلایی کمرنگ و صورتی پر غبار.

the bullets thudded into the dusty ground.

گلوله‌ها با صدای مهیب در زمین پر غبار فرو افتادند.

He was pulling dead roots from the dusty earth.

او داشت ریشه‌های مرده را از خاک پر غبار بیرون می‌کشید.

The place have non-drafty or dusty, quaky, moist and rainy.

محل بدون جریان هوا یا غبار، لرزان، مرطوب و بارانی است.

His black cassock was dusty and sweat-stained.

شنل سیاه او غبارآلود و خیس عرق بود.

He spent his weekends poking around dusty old bookshops.

او آخر هفته‌ها را در جست و جو در کتابفروشی‌های قدیمی و پر غبار می‌گذراند.

a dress in muted tones of powder blue and dusty pink.

لباسی با رنگ‌های ملایمی از آبی پودری و صورتی پر غبار.

The dirt road became dusty as it baked under the summer sun.

جاده خاکی با تابش نور آفتاب تابستان، پر غبار شد.

His black hat was the brown color of the earth and his clothes were dusty and torn.

کلاه سیاه او به رنگ قهوه‌ای خاک بود و لباس‌هایش پر غبار و پاره بودند.

When I asked the company what their policy was on this matter, I received a very dusty answer.

وقتی از شرکت در مورد سیاست آنها در این مورد سوال کردم، پاسخ بسیار مبهمی دریافت کردم.

Brutal, corrupt warlords torture and murder at will, while the khamsin, the hot, dusty desert wind, blows hard, turning the sky yellow and filling the air with choking sand.

حاکمان جنگی بی‌رحم و فاسد به میل خود شکنجه و قتل انجام می‌دهند، در حالی که خامین، باد گرم و پر خاک و غبار صحرا، شدیداً می‌وزد، آسمان را زرد می‌کند و هوا را با شن خفه کننده پر می‌کند.

It's another sweltering day in the savannah woodland of northern Australia and I'm sitting in the back of a dusty Landrover waiting to meet members of one of the country's most unusual military units.

امروز دوباره یک روز طاقت‌فرسا در جنگل ساوانای شمال استرالیا است و من در عقب یک لندرور پر غبار منتظر ملاقات با اعضای یکی از غیرمعمول‌ترین واحدهای نظامی کشور هستم.

The plans would also allow visitors for the first time into the triforium, a spectacular if dusty secret world 70ft above the nave, with a view described by John Betjeman as "the best in the world".

این طرح‌ها همچنین به بازدیدکنندگان اجازه می‌دهد برای اولین بار وارد تریفوریم شوند، یک دنیای مخفی و دیدنی اما پر غبار در ارتفاع 70 فوتی بالای ناو، با منظره‌ای که جان بتجمان آن را "بهترین جهان" توصیف کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید