ashen

[ایالات متحده]/ˈæʃn/
[بریتانیا]/ˈæʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگی مایل به خاکستری؛ رنگی کمرنگ یا خاکستری

عبارات و ترکیب‌ها

ashen face

چهره خاکستری

ashen complexion

پوست خاکستری

ashen skies

آسمان‌های خاکستری

ashen hair

موهای خاکستری

جملات نمونه

the volcano's ashen breath.

نفس خاکستری آتشفشان

A face ashen with grief.

چهره‌ای خاکستری از غم

the ashen morning sky.

آسمان صبح خاکستری

His face turned ashen with fear.

چهره‌اش از ترس خاکستری شد.

The ashen sky signaled an approaching storm.

آسمان خاکستری نشانه‌ای از یک طوفان قریب‌الوقوع بود.

She had an ashen complexion after being sick.

او بعد از اینکه مریض بود، رنگ پوست خاکستری داشت.

The ashen remains of the fire smoldered in the fireplace.

خاکستر باقی‌مانده آتش در شومینه کم‌سو می‌شد.

His ashen lips quivered as he spoke.

لب‌های خاکستری‌اش هنگام صحبت کردن می‌لرزید.

The ashen ruins of the old castle stood silent and desolate.

آثار و بقایای خاکستری قلعه قدیمی ساکت و متروکه ایستاده بود.

Her ashen hair contrasted sharply with her bright blue eyes.

موهای خاکستری‌اش با چشمان آبی روشن او تضاد شدیدی داشت.

The ashen smoke billowed from the burning building.

دود خاکستری از ساختمان در حال سوختن بیرون زد.

He wore an ashen expression after hearing the bad news.

او بعد از شنیدن اخبار بد، چهره‌ای خاکستری داشت.

The ashen moon cast a ghostly light over the graveyard.

ماه خاکستری نوری شبح‌وار بر قبرستان انداخت.

نمونه‌های واقعی

On the Earl's cheek the flush of rage, o'ercame the ashen hue of age.

بر گونه‌ی Earl، خشم چنان غلبه کرد که رنگ خاکستری پیری را دربرگرفت.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

First, without an atmosphere, a plume of ashen smoke and debris, wouldn't billow across the landscape.

ابتدا، بدون اتمسفر، انبوهی از دود و آوار خاکستری در سراسر منظره پخش نخواهد شد.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

" I cannot, and I will not, believe it! " cried the banker with an ashen face.

"نمی‌توانم و نمیخواهم آن را باور کنم!" بانکدار با چهره‌ای خاکستری فریاد زد.

منبع: The Case of the Green Jade Crown in Sherlock Holmes' Investigations

These symptoms produce the classic image of TB: weight loss, a hacking, bloody cough, and ashen skin.

این علائم باعث ایجاد تصویر کلاسیک سل می‌شوند: از دست دادن وزن، سرفه خونی و پوست خاکستری.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

And then I walked out and I saw that guy talking to some people that he worked with, all ashen face.

و سپس بیرون رفتم و آن مرد را دیدم که با برخی از همکارانش صحبت می‌کند، همه با چهره‌ای خاکستری.

منبع: Conan Talk Show

His eyes, once a vibrant green, now mirrored the ashen world around him.

چشمانش که زمانی سبز زنده بودند، اکنون جهان خاکستری اطرافش را منعکس می‌کردند.

منبع: 202320

His face is reserved, then downright ashen when he sees Alex in the entrance hall.

چهره‌اش معذب است، سپس وقتی الکس را در راهرو می‌بیند، کاملاً خاکستری می‌شود.

منبع: Red White & Royal Blue

His dreams ended as he faced that ashen, foamy, dirty sea, which had not merited the risks and sacrifices of the adventure.

رویاهایش به پایان رسید وقتی با آن دریا خاکستری، پف‌دار و کثیف روبرو شد، دریایی که شایستگی ریسک‌ها و فداکاری‌های ماجراجویی را نداشت.

منبع: One Hundred Years of Solitude

We went in to see him together shortly after midnight, but he was asleep, still ashen, a mask obscuring most of his face.

ما بلافاصله پس از полуночи برای ملاقات با او به آنجا رفتیم، اما او هنوز در خواب بود، هنوز خاکستری، ماسکی که بیشتر چهره‌اش را پنهان می‌کرد.

منبع: After You (Me Before You #2)

A white ashen dust veiled his dark suit and his pale hair as it veiled everything in the vicinity—except his wife, who moved close to Tom.

گرد و غبار خاکستری سفید لباس تیره و موهای رنگ پریده‌اش را پوشاند، همانطور که همه چیز در آن نزدیکی را پوشاند - به جز همسرش که به سمت تام حرکت کرد.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید