duvet

[ایالات متحده]/ˈdu:vei/
[بریتانیا]/'duve/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی لحاف نازک پر شده با پنبه که بر روی تخت قرار می‌گیرد.
Word Forms
جمعduvets

جملات نمونه

I love snuggling under my soft duvet on cold nights.

من عاشق اینم که شب‌های سرد زیر لحاف نرمم در آغوش بگیرم.

She bought a new duvet cover to match her bedroom decor.

او یک رو لحاف جدید برای مطابقت با دکوراسیون اتاق خوابش خرید.

The hotel provided fresh duvets for each guest.

هتل لحاف‌های تازه برای هر مهمان فراهم کرد.

I need to wash my duvet before winter sets in.

من باید لحافم را قبل از شروع زمستان بشویم.

The duvet was so fluffy and warm, it was hard to get out of bed.

لحاف آنقدر پف دار و گرم بود که بیرون رفتن از رختخواب سخت بود.

I prefer a lightweight duvet for summer nights.

من ترجیح می دهم یک لحاف سبک برای شب های تابستان داشته باشم.

She wrapped herself in the duvet and settled in for a cozy movie night.

او خودش را در لحاف پیچید و برای یک شب فیلم راحت آماده شد.

The duvet kept me warm and comfortable throughout the night.

لحاف در طول شب مرا گرم و راحت نگه داشت.

He kicked off the duvet in his sleep and woke up feeling cold.

او در خواب لحاف را کنار زد و با احساس سرما از خواب بیدار شد.

The duvet was so large it covered the entire bed.

لحاف آنقدر بزرگ بود که کل تخت را پوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید