dwelt

[ایالات متحده]/dwelts/
[بریتانیا]/dwelts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک مکان زندگی کردن یا اقامت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

dwelt in

در آن سکونت کرد

dwelt upon

بر آن ساکن شد

dwelt with

با آن زندگی کرد

dwelt here

اینجا زندگی کرد

dwelt inside

درون آن زندگی کرد

dwelt far

دور زندگی کرد

dwelt long

برای مدت طولانی زندگی کرد

dwelt quietly

به آرامی زندگی کرد

dwelt closely

نزدیک زندگی کرد

dwelt together

با هم زندگی کرد

جملات نمونه

he dwelt in the past, unable to move forward.

او در گذشته زندگی می‌کرد و نمی‌توانست به جلو برود.

they dwelt in a small village by the river.

آنها در یک روستای کوچک کنار رودخانه زندگی می‌کردند.

she dwelt on her memories for hours.

او ساعت‌ها به خاطرات خود فکر می‌کرد.

he dwelt in the realm of fantasy and imagination.

او در قلمرو خیال و تصور زندگی می‌کرد.

they dwelt together in harmony for many years.

آنها سال‌ها با هم در صلح و هماهنگی زندگی کردند.

she often dwelt upon her childhood experiences.

او اغلب به تجربیات دوران کودکی خود فکر می‌کرد.

the author dwelt on themes of love and loss.

نویسنده به مضامین عشق و از دست دادن پرداخت.

he dwelt in solitude, finding peace in silence.

او در تنهایی زندگی می‌کرد و در سکوت آرامش می‌یافت.

they dwelt in an old house filled with memories.

آنها در یک خانه قدیمی پر از خاطرات زندگی می‌کردند.

she dwelt on the details of the event.

او به جزئیات رویداد فکر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید