the radiance of the sunset dwindled and died.
درخشش غروب خورشید کمفروغ و پژمرده شد.
the traffic had dwindled to a trickle.
ترافیک به یک جریان کمحجم کاهش یافته بود.
Their savings dwindled away.
پسانداز آنها به تدریج از بین رفت.
His wealth dwindled to nothingness.
ثروت او به هیچچیز تبدیل شد.
traffic has dwindled to a trickle.
ترافیک به یک جریان کمحجم کاهش یافته است.
His wealth dwindled into nothing.
ثروت او به هیچچیز تبدیل شد.
Failing health dwindled ambition.
سلامتی رو به وخون رفتن، جاهطلبی را کم کرد.
rates of interest dwindled to vanishing point.
نرخ بهره به نقطهای ناپدید شد.
the radiance of the sunset dwindled and died.
درخشش غروب خورشید کمفروغ و پژمرده شد.
the traffic had dwindled to a trickle.
ترافیک به یک جریان کمحجم کاهش یافته بود.
Their savings dwindled away.
پسانداز آنها به تدریج از بین رفت.
His wealth dwindled to nothingness.
ثروت او به هیچچیز تبدیل شد.
traffic has dwindled to a trickle.
ترافیک به یک جریان کمحجم کاهش یافته است.
His wealth dwindled into nothing.
ثروت او به هیچچیز تبدیل شد.
Failing health dwindled ambition.
سلامتی رو به وخون رفتن، جاهطلبی را کم کرد.
rates of interest dwindled to vanishing point.
نرخ بهره به نقطهای ناپدید شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید