earthwards

[ایالات متحده]/ˈɜːθwədz/
[بریتانیا]/ˈɜrθwərdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت زمین؛ به سمت زمین

عبارات و ترکیب‌ها

look earthwards

به سمت زمین نگاه کن

fall earthwards

به سمت زمین بیفت

turn earthwards

به سمت زمین بچرخ

gaze earthwards

به سمت زمین خیره شو

move earthwards

به سمت زمین حرکت کن

descend earthwards

به سمت زمین پایین بیا

glance earthwards

به سمت زمین نگاهی بیانداز

cast earthwards

به سمت زمین بینداز

drop earthwards

به سمت زمین رها کن

point earthwards

به سمت زمین اشاره کن

جملات نمونه

the spaceship descended earthwards after completing its mission.

سفینه فضایی پس از اتمام ماموریت خود به سمت زمین پایین آمد.

the meteor fell earthwards with a bright flash.

شهاب سنگ با یک چشمک درخشان به سمت زمین سقوط کرد.

as the plane flew earthwards, the city lights began to twinkle.

همانطور که هواپیما به سمت زمین پرواز می کرد، چراغ های شهر شروع به چشمک زدن کردند.

he looked earthwards, contemplating his journey.

او به سمت زمین نگاه کرد و درباره سفر خود فکر کرد.

the bird soared high before gliding earthwards.

پرنده قبل از شناور شدن به سمت زمین، به طور بلند پرواز کرد.

she tossed the paper airplane earthwards with a smile.

او با لبخند هواپیما کاغذی را به سمت زمین پرتاب کرد.

the parachutist floated earthwards gracefully.

چترباز به طور ظریف به سمت زمین شناور شد.

with a sudden gust of wind, the leaves danced earthwards.

با یک وزش ناگهانی باد، برگ ها به سمت زمین رقصیدند.

the rocket launched and then pointed earthwards.

راکت پرتاب شد و سپس به سمت زمین اشاره کرد.

as the storm approached, the clouds rolled earthwards.

همانطور که طوفان نزدیک می شد، ابرها به سمت زمین حرکت می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید