look earthwards
به سمت زمین نگاه کن
fall earthwards
به سمت زمین بیفت
turn earthwards
به سمت زمین بچرخ
gaze earthwards
به سمت زمین خیره شو
move earthwards
به سمت زمین حرکت کن
descend earthwards
به سمت زمین پایین بیا
glance earthwards
به سمت زمین نگاهی بیانداز
cast earthwards
به سمت زمین بینداز
drop earthwards
به سمت زمین رها کن
point earthwards
به سمت زمین اشاره کن
the spaceship descended earthwards after completing its mission.
سفینه فضایی پس از اتمام ماموریت خود به سمت زمین پایین آمد.
the meteor fell earthwards with a bright flash.
شهاب سنگ با یک چشمک درخشان به سمت زمین سقوط کرد.
as the plane flew earthwards, the city lights began to twinkle.
همانطور که هواپیما به سمت زمین پرواز می کرد، چراغ های شهر شروع به چشمک زدن کردند.
he looked earthwards, contemplating his journey.
او به سمت زمین نگاه کرد و درباره سفر خود فکر کرد.
the bird soared high before gliding earthwards.
پرنده قبل از شناور شدن به سمت زمین، به طور بلند پرواز کرد.
she tossed the paper airplane earthwards with a smile.
او با لبخند هواپیما کاغذی را به سمت زمین پرتاب کرد.
the parachutist floated earthwards gracefully.
چترباز به طور ظریف به سمت زمین شناور شد.
with a sudden gust of wind, the leaves danced earthwards.
با یک وزش ناگهانی باد، برگ ها به سمت زمین رقصیدند.
the rocket launched and then pointed earthwards.
راکت پرتاب شد و سپس به سمت زمین اشاره کرد.
as the storm approached, the clouds rolled earthwards.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، ابرها به سمت زمین حرکت می کردند.
look earthwards
به سمت زمین نگاه کن
fall earthwards
به سمت زمین بیفت
turn earthwards
به سمت زمین بچرخ
gaze earthwards
به سمت زمین خیره شو
move earthwards
به سمت زمین حرکت کن
descend earthwards
به سمت زمین پایین بیا
glance earthwards
به سمت زمین نگاهی بیانداز
cast earthwards
به سمت زمین بینداز
drop earthwards
به سمت زمین رها کن
point earthwards
به سمت زمین اشاره کن
the spaceship descended earthwards after completing its mission.
سفینه فضایی پس از اتمام ماموریت خود به سمت زمین پایین آمد.
the meteor fell earthwards with a bright flash.
شهاب سنگ با یک چشمک درخشان به سمت زمین سقوط کرد.
as the plane flew earthwards, the city lights began to twinkle.
همانطور که هواپیما به سمت زمین پرواز می کرد، چراغ های شهر شروع به چشمک زدن کردند.
he looked earthwards, contemplating his journey.
او به سمت زمین نگاه کرد و درباره سفر خود فکر کرد.
the bird soared high before gliding earthwards.
پرنده قبل از شناور شدن به سمت زمین، به طور بلند پرواز کرد.
she tossed the paper airplane earthwards with a smile.
او با لبخند هواپیما کاغذی را به سمت زمین پرتاب کرد.
the parachutist floated earthwards gracefully.
چترباز به طور ظریف به سمت زمین شناور شد.
with a sudden gust of wind, the leaves danced earthwards.
با یک وزش ناگهانی باد، برگ ها به سمت زمین رقصیدند.
the rocket launched and then pointed earthwards.
راکت پرتاب شد و سپس به سمت زمین اشاره کرد.
as the storm approached, the clouds rolled earthwards.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، ابرها به سمت زمین حرکت می کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید