eaten

[ایالات متحده]/ˈiːtən/
[بریتانیا]/ˈiːtən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی مشارکتی eat

عبارات و ترکیب‌ها

eaten alive

خوردن زنده

eaten out

خوردن بیرون

eaten raw

خوردن خام

eaten up

خوردن کامل

eaten away

خوردن رفته رفته

eaten first

ابتدا خوردن

eaten quickly

به سرعت خوردن

eaten whole

خوردن به طور کامل

eaten enough

به اندازه کافی خوردن

eaten recently

به تازگی خوردن

جملات نمونه

the cake has been eaten by the children.

کیک توسط بچه‌ها خورده شده است.

he has eaten too much junk food lately.

او اخیراً مقدار زیادی غذای ناسالم خورده است.

have you eaten lunch yet?

هنوز ناهار خوردی؟

the leftovers were eaten by the dog.

غذاهای باقی‌مانده توسط سگ خورده شد.

she has never eaten sushi before.

او تا به حال سوشی نخورده است.

many fruits have been eaten during the picnic.

در طول پیک‌نیک، میوه‌های زیادی خورده شده است.

all the cookies were eaten in one sitting.

تمام کوکی‌ها در یک نشست خورده شدند.

they have eaten at that restaurant several times.

آنها چندین بار در آن رستوران غذا خوردند.

he has eaten the same breakfast every day.

او هر روز همان صبحانه را می‌خورد.

she has eaten her share of the pizza.

او سهم خود از پیتزا را خورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید