| صفت یا فعل حال استمراری | eavesdropping |
he was branded a prying sneak for eavesdropping on intimate conversation.
او به دلیل تجسس در مکالمات خصوصی، فضول و کنجکاو خوانده شد.
Suddenly the kids,who had been eavesdropping,flew into the room.
ناگهان بچهها که در حال استراق سمع بودند، وارد اتاق شدند.
She knew you were going to have a baby. She must have been eavesdropping on your conversation.
او میدانست که شما قرار است نوزاد داشته باشید. او حتماً در حال استراق سمع مکالمه شما بوده است.
She was caught eavesdropping on their conversation.
او در حال استراق سمع مکالمه آنها دستگیر شد.
I couldn't help eavesdropping on the juicy gossip.
نتوانستم از شنیدن شایعات جذاب خودداری کنم.
He was eavesdropping at the door, trying to hear what they were saying.
او در حالی که سعی میکرد بشنود چه میگویند، کنار در در حال استراق سمع بود.
Eavesdropping is considered rude in many cultures.
استراق سمع در بسیاری از فرهنگها بیادبانه تلقی میشود.
She overheard the secret by eavesdropping on the phone call.
او با استراق سمع تماس تلفنی، راز را شنید.
The detective was eavesdropping to gather information for the case.
مامور پلیس برای جمعآوری اطلاعات برای پرونده در حال استراق سمع بود.
I caught my neighbor eavesdropping on our conversation.
همسایهام را در حال استراق سمع مکالمه ما دستگیر کردم.
Eavesdropping is a common theme in spy movies.
استراق سمع یک مضمون رایج در فیلمهای جاسوسی است.
It's not polite to eavesdrop on other people's private conversations.
شنود مکالمات خصوصی دیگران مؤدبانه نیست.
She felt guilty after accidentally eavesdropping on her friend's phone call.
او بعد از شنود ناخواسته تماس تلفنی دوستش احساس گناه کرد.
he was branded a prying sneak for eavesdropping on intimate conversation.
او به دلیل تجسس در مکالمات خصوصی، فضول و کنجکاو خوانده شد.
Suddenly the kids,who had been eavesdropping,flew into the room.
ناگهان بچهها که در حال استراق سمع بودند، وارد اتاق شدند.
She knew you were going to have a baby. She must have been eavesdropping on your conversation.
او میدانست که شما قرار است نوزاد داشته باشید. او حتماً در حال استراق سمع مکالمه شما بوده است.
She was caught eavesdropping on their conversation.
او در حال استراق سمع مکالمه آنها دستگیر شد.
I couldn't help eavesdropping on the juicy gossip.
نتوانستم از شنیدن شایعات جذاب خودداری کنم.
He was eavesdropping at the door, trying to hear what they were saying.
او در حالی که سعی میکرد بشنود چه میگویند، کنار در در حال استراق سمع بود.
Eavesdropping is considered rude in many cultures.
استراق سمع در بسیاری از فرهنگها بیادبانه تلقی میشود.
She overheard the secret by eavesdropping on the phone call.
او با استراق سمع تماس تلفنی، راز را شنید.
The detective was eavesdropping to gather information for the case.
مامور پلیس برای جمعآوری اطلاعات برای پرونده در حال استراق سمع بود.
I caught my neighbor eavesdropping on our conversation.
همسایهام را در حال استراق سمع مکالمه ما دستگیر کردم.
Eavesdropping is a common theme in spy movies.
استراق سمع یک مضمون رایج در فیلمهای جاسوسی است.
It's not polite to eavesdrop on other people's private conversations.
شنود مکالمات خصوصی دیگران مؤدبانه نیست.
She felt guilty after accidentally eavesdropping on her friend's phone call.
او بعد از شنود ناخواسته تماس تلفنی دوستش احساس گناه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید