economic

[ایالات متحده]/ˌiːkəˈnɒmɪk/
[بریتانیا]/ˌiːkəˈnɑːmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اقتصاد، دارای مزایای اقتصادی، مقرون به صرفه.

عبارات و ترکیب‌ها

economic growth

رشد اقتصادی

economic development

توسعه اقتصادی

economic recession

رکود اقتصادی

economic policies

سیاست‌های اقتصادی

economic system

سیستم اقتصادی

economic globalization

جهانی‌شدن اقتصادی

economic benefit

مزیت اقتصادی

economic integration

یکپارچگی اقتصادی

economic progress

پیشرفت اقتصادی

economic structure

ساختار اقتصادی

economic situation

وضعیت اقتصادی

economic crisis

بحران اقتصادی

economic efficiency

کارایی اقتصادی

economic construction

ساخت و ساز اقتصادی

regional economic

منطقه ای اقتصادی

economic policy

سیاست اقتصادی

economic cooperation

همکاری اقتصادی

economic zone

منطقه اقتصادی

economic activity

فعالیت اقتصادی

economic recovery

بهبود اقتصادی

economic environment

محیط اقتصادی

economic value

ارزش اقتصادی

جملات نمونه

the political and economic background.

زمینه سیاسی و اقتصادی

the current economic climate.

شرایط اقتصادی فعلی.

the current economic crisis.

بحران اقتصادی فعلی.

a deep economic recession.

رکود اقتصادی عمیق

a difficult economic climate.

یک فضای اقتصادی دشوار.

the government's economic policy.

سیاست اقتصادی دولت

political and economic instability.

ناپایداری سیاسی و اقتصادی

economic and political integration.

ادغام اقتصادی و سیاسی

a new economic order.

یک نظم اقتصادی جدید

an opponent of the economic reforms.

یک مخالف اصلاحات اقتصادی

the economic reconstruction of Russia.

بازسازی اقتصادی روسیه

alphabet of economic science

الفبای علم اقتصاد

نمونه‌های واقعی

Young people took to the streets because they had many grievances, especially economic.

جوانان به خیابان‌ها آمدند زیرا نارضایتی‌های زیادی داشتند، به ویژه اقتصادی.

منبع: NPR News October 2020 Collection

This is the economics of Dollar General.

این اقتصاد فروشگاه دلار جنرال است.

منبع: Wall Street Journal

This is the economics of used Rolexes.

این اقتصاد رولکس‌های دست دوم است.

منبع: Wall Street Journal

We averted an economic crisis, an economic collapse.

ما از یک بحران اقتصادی و فروپاشی اقتصادی جلوگیری کردیم.

منبع: VOA Standard English_Americas

It distorts markets, discourages investors, and stunts economic growth.

این بازارها را تحریف می‌کند، سرمایه‌گذاران را منصرف می‌کند و رشد اقتصادی را کند می‌کند.

منبع: VOA Daily Standard December 2017 Collection

Their expenditure created a virtuous economic cycle.

هزینه‌های آنها یک چرخه اقتصادی مثبت ایجاد کرد.

منبع: History

So, what's the goal of the World Economic Forum?

بنابراین، هدف از انجمن جهانی اقتصاد چیست؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

In economic terms, two consecutive quarters of negative economic growth is known as what?

در اصطلاحات اقتصادی، دو فصل متوالی رشد اقتصادی منفی به چه نامی معروف است؟

منبع: CNN 10 Student English Compilation August 2019

Whenever you do fallowing, there are economic losers and economic winners.

هر زمان که پیگیری می‌کنید، بازندگان و برندگان اقتصادی وجود دارند.

منبع: Vox opinion

That would boost economic growth and profits.

این باعث افزایش رشد اقتصادی و سود خواهد شد.

منبع: NPR News May 2013 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید