trade

[ایالات متحده]/treɪd/
[بریتانیا]/treɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازرگانی; یک شغل یا حرفه
vi. مشغول خرید و فروش کالاها یا خدمات شدن
vt. برای چیز دیگری مبادله کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtrading
جمعtrades
زمان گذشتهtraded
شکل سوم شخص مفردtrades
قسمت سوم فعلtraded

عبارات و ترکیب‌ها

international trade

تجارت بین‌المللی

fair trade

تجارت منصفانه

trade agreement

توافقنامه تجارت

trade deficit

بدهی تجاری

trade surplus

مازاد تجاری

foreign trade

تجارت خارجی

world trade

تجارت جهانی

trade in

تجارت در

free trade

تجارت آزاد

export trade

معاملات صادراتی

world trade organization

سازمان تجارت جهانی

trade with

تجارت با

trade center

مرکز تجارت

trade union

اتحادیه کارگری

processing trade

معاملات پردازش

carrying trade

حمل تجارت

trade mark

علامت تجاری

trade policy

سیاست تجاری

service trade

تجارت خدمات

trade fair

نمایشگاه تجاری

trade off

معاوضه

trade for

معامله برای

جملات نمونه

a confederation of trade unions.

یک کنفدراسیون اتحادیه های تجاری

the visible trade gap.

شکاف تجاری قابل مشاهده

contract a trade agreement

قرارداد یک توافق تجاری

illicit trade in drugs

معاملات غیرقانونی مواد مخدر

underground trade in weapons.

معاملات غیرقانونی در زمینه سلاح

a trade mission to Japan

یک مأموریت تجاری به ژاپن

Trade is slack this week.

معاملات این هفته کم رمق است.

a good trade in flowers

تجارت خوب در زمینه گل

A lot of trade are in that store.

مقدار زیادی تجارت در آن مغازه وجود دارد.

anticompetitive foreign trade restrictions.

محدودیت‌های تجاری خارجی غیررقابتی

bashing the trade unions.

تبلیغ علیه اتحادیه های تجاری

the conclusion of a free-trade accord.

نتیجه‌گیری یک توافق تجاری آزاد.

the trade-union political levy.

مالیات سیاسی اتحادیه های تجاری

نمونه‌های واقعی

Appendix II does allow commercial trade.

بخش II اجازه تجارت تجاری را می‌دهد.

منبع: VOA Standard March 2013 Collection

That he can pull off the trade by himself.

اینکه او می‌تواند خودش تجارت را انجام دهد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

It has been taken as an important barometer of the country's foreign trade.

این به عنوان یک شاخص مهم تجارت خارجی کشور تلقی شده است.

منبع: CRI Online April 2021 Collection

They wanted to set up trade themselves.

آنها می‌خواستند خودشان تجارت را راه‌اندازی کنند.

منبع: VOA Special November 2018 Collection

America's trade wars are ongoing and trade talks unfinished.

جنگ‌های تجاری آمریکا ادامه دارد و مذاکرات تجاری به پایان نرسیده است.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

The magnitude of the international wildlife trade is staggering.

مقیاس تجارت حیات وحش بین‌المللی شگفت‌انگیز است.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Just make the trade. Me for Jenna.

فقط تجارت را انجام بده. من به جای جنا.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

I've been authorized to make the trade.

من اجازه داشته‌ام تا این معامله را انجام دهم.

منبع: Go blank axis version

He learned his trade in the South, he says.

او می‌گوید که تجارت خود را در جنوب آموخته است.

منبع: The Little House on Mango Street

And what causes us to allow these unfair trades?

و چه چیزی باعث می‌شود ما این معاملات ناعادلانه را مجاز بدانیم؟

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید