economies

[ایالات متحده]/ɪˈkɒnəmiz/
[بریتانیا]/ɪˈkɑːnəmiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع اقتصاد؛ سیستم تولید و توزیع کالاها و خدمات؛ کارایی‌های به‌دست‌آمده از طریق مدیریت دقیق منابع

عبارات و ترکیب‌ها

global economies

اقتصادهای جهانی

developing economies

اقتصاد‌های در حال توسعه

emerging economies

اقتصاد‌های نوظهور

market economies

اقتصاد‌های بازار

mixed economies

اقتصاد‌های مختلط

digital economies

اقتصادهای دیجیتال

circular economies

اقتصاد‌های چرخشی

knowledge economies

اقتصاد‌های دانش‌محور

green economies

اقتصاد‌های سبز

local economies

اقتصاد‌های محلی

جملات نمونه

many countries are focusing on developing their economies.

بسیاری از کشورها بر توسعه اقتصاد خود تمرکز دارند.

the global economies are interconnected more than ever.

اقتصادهای جهانی بیش از هر زمان دیگری به هم مرتبط هستند.

investing in green technologies can boost local economies.

سرمایه‌گذاری در فناوری‌های سبز می‌تواند اقتصاد محلی را تقویت کند.

emerging economies are becoming significant players in the market.

اقتصادهای نوظهور به بازیکنان مهم در بازار تبدیل می‌شوند.

strong economies often lead to higher living standards.

اقتصادهای قوی اغلب منجر به افزایش سطح زندگی می‌شوند.

trade agreements can greatly impact national economies.

توافقات تجاری می‌توانند تأثیر زیادی بر اقتصادهای ملی داشته باشند.

some economies are struggling due to recent global events.

برخی از اقتصادها به دلیل وقایع جهانی اخیر با مشکل مواجه هستند.

tourism plays a vital role in many local economies.

گردشگری نقش حیاتی در بسیاری از اقتصادهای محلی ایفا می‌کند.

digital transformation is reshaping traditional economies.

تبدیل دیجیتال در حال بازسازی اقتصادهای سنتی است.

economic policies can influence the growth of economies.

سیاست‌های اقتصادی می‌توانند بر رشد اقتصادها تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید