economist

[ایالات متحده]/ɪˈkɒnəmɪst/
[بریتانیا]/ɪˈkɑːnəmɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متخصص در اقتصاد، کسی که پدیده‌های اقتصادی، سیاست‌ها و روندها را مطالعه می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

senior economist

اقتصاددان ارشد

economist intelligence unit

واحد اطلاعات اقتصاددان

جملات نمونه

He cast a professional economist's eye on the problem.

او با نگاه یک اقتصاددان حرفه‌ای به مسئله نگاه کرد.

Economists are forecasting a slump.

اقتصاددانان در حال پیش‌بینی رکود هستند.

economists resort too quickly to the blunderbuss of regulation.

اقتصاددانان خیلی سریع به سمت تفنگ گلوله (blunderbuss) مقررات روی می‌آورند.

the measure was condemned by economists as crude and ill-conceived.

این اقدام توسط اقتصاددانان به عنوان فاقد ظرافت و غیرقابل تصور محکوم شد.

the economists were prognosticating financial Armageddon.

اقتصاددانان در مورد پایان مالی پیش‌بینی می‌کردند.

Some economists strongly advocate the reform of government ownership of industry.

برخی از اقتصاددانان به شدت از اصلاح مالکیت دولتی صنعت حمایت می‌کنند.

Some economists strongly believe in private enterprise.

برخی از اقتصاددانان به شدت به کارآفرینی خصوصی اعتقاد دارند.

He cast a professional economist's eyes on the problem.

او با نگاه یک اقتصاددان حرفه‌ای به مسئله نگاه کرد.

a joint team of French and German economists

یک تیم مشترک از اقتصاددانان فرانسوی و آلمانی

economists agree that there could be a bounce in prices next year.

اقتصاددانان موافقند که ممکن است در سال آینده افزایش قیمت‌ها وجود داشته باشد.

Corporate leaders viewed the economist's recommendations with mistrust.

رهبران شرکت‌ها توصیه‌های اقتصاددان را با بی‌اعتمادی دیدند.

He’s an economist who thinks he knows all the answers.

او یک اقتصاددان است که فکر می‌کند تمام پاسخ‌ها را می‌داند.

Is the economic future really so bad? Or are the economists just crying wolf?

آیا آینده اقتصادی واقعاً آنقدرها بد است؟ یا اقتصاددانان فقط زوزه می‌کشند؟

This might not matter to a sophisticated economist, who would amortise the battery cost over the life of the vehicle.

این موضوع ممکن است برای یک اقتصاددان با تجربه مهم نباشد، که هزینه باتری را در طول عمر خودرو استهلاک می‌کرد.

Foreign bankers and economists cautiously welcomed the minister’s initiative.

بانکداران و اقتصاددانان خارجی با احتیاط از ابتکار وزیر استقبال کردند.

The article is 5 famous jurisconsult and economist Epstein, Backer, Miller, division this, the Persia accept discussion about law economics.

مقاله درباره 5 متخصص حقوقی و اقتصاددان مشهور اپشتاین، باکر، میلر، این بخش، پذیرش بحث درباره حقوق و اقتصاد توسط ایران است.

The Economist Intelligence Unit's liveability rating quantifies the challenges that might be presented to an individual's lifestyle in 140 cities worldwide.

امتیاز قابلیت زندگی واحد اطلاعات اقتصادی، چالش‌هایی را که ممکن است برای سبک زندگی یک فرد در 140 شهر در سراسر جهان ایجاد شود، کمی می‌کند.

The tendency of many economists to sweep noneconomic factors into the dustbin of ceteris paribus is indeed regrettable.

تمایل بسیاری از اقتصاددانان به کنار گذاشتن عوامل غیر اقتصادی در سطل زباله شرط سیتریس پارابوس، در واقع ناامید کننده است.

According to the hypothesis of some economists, increased wages may give rist to the high cost of living.

بر اساس فرضیه برخی از اقتصاددانان، افزایش دستمزدها ممکن است منجر به افزایش هزینه زندگی شود.

The economist gave us her feelings on the causes of inflation. Abelief is a conclusion, not necessarily derived firsthand, to which one subscribes strongly:

اقتصاددان احساسات خود را در مورد علل تورم با ما در میان گذاشت. یک باور نتیجه‌ای است، نه لزوماً به دست آمده از تجربه شخصی، که فرد به شدت به آن اعتقاد دارد:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید