economize

[ایالات متحده]/ɪˈkɒnəmaɪz/
[بریتانیا]/ɪˈkɑːnəmaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صرفه‌جویی در پول; کاهش هزینه‌ها.
Word Forms
قسمت سوم فعلeconomized
صفت یا فعل حال استمراریeconomizing
شکل سوم شخص مفردeconomizes
زمان گذشتهeconomized
جمعeconomizes

عبارات و ترکیب‌ها

economize on

صرفه جویی کردن در

جملات نمونه

I have to economize where I can.

من باید در صورت امکان صرفه‌جویی کنم.

people on low incomes may try to economize on fuel.

افرادی که درآمد کمی دارند ممکن است سعی کنند در مصرف سوخت صرفه‌جویی کنند.

the need to economize scarce energy resources.

نیاز به صرفه‌جویی در منابع انرژی کمیاب.

He economized by using trams instead of taking a taxi every time he went to school.

او با استفاده از تراموا به جای سوار شدن به تاکسی هر بار که به مدرسه می‌رفت، صرفه‌جویی کرد.

The artical detailedly reviews the adhibition of three both series hydrolyze technics in the furfural production and the merit of economize energy resources and increase production.

این مقاله به طور مفصل کاربرد سه تکنیک هیدرولیز سری در تولید فورفارال و مزیت صرفه‌جویی در منابع انرژی و افزایش تولید را بررسی می‌کند.

It's important to economize on household expenses.

صرفه‌جویی در هزینه‌های خانگی مهم است.

She tries to economize by cooking at home instead of eating out.

او سعی می‌کند با آشپزی در خانه به جای بیرون رفتن صرفه‌جویی کند.

The company needs to economize on unnecessary expenditures.

شرکت باید در هزینه‌های غیرضروری صرفه‌جویی کند.

He learned to economize his time in order to be more productive.

او یاد گرفت که زمان خود را صرفه‌جویی کند تا بهره‌وری بیشتری داشته باشد.

We should all try to economize on water usage during the drought.

ما باید همه سعی کنیم در مصرف آب در طول خشکسالی صرفه‌جویی کنیم.

The government is implementing measures to economize on energy consumption.

دولت اقداماتی را برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی در حال اجرا است.

She decided to economize on clothing expenses by shopping at thrift stores.

او تصمیم گرفت با خرید از مغازه‌های دست دوم در هزینه‌های لباس صرفه‌جویی کند.

It's wise to economize on resources to ensure sustainability for future generations.

صرفه‌جویی در منابع برای اطمینان از پایداری برای نسل‌های آینده خردمندانه است.

The family had to economize on vacations due to financial constraints.

خانواده مجبور شد به دلیل محدودیت‌های مالی در تعطیلات صرفه‌جویی کند.

Economizing on paper usage is one way to reduce waste in the office.

صرفه‌جویی در مصرف کاغذ یکی از راه‌های کاهش ضایعات در دفتر است.

نمونه‌های واقعی

When they bought a house, the family had to economize to pay their mortgage.

وقتی آنها یک خانه خریدند، خانواده مجبور شد برای پرداخت وام مسکن خود صرفه‌جویی کند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Come on, honey, let's celebrate. Sorry it's the cheap stuff, I had to economize.

بیا بیا عزیزم، جشن بگیریم. متاسفم که چیز ارزان است، مجبور شدم صرفه‌جویی کنم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

You don't have to compromise your looks to economize – you just have to know a few tricks.

شما نیازی نیست برای صرفه‌جویی ظاهر خود را به خطر بیندازید - فقط باید چند ترفند بدانید.

منبع: Beauty and Fashion English

I propose that less stuff and less space can not only help you economize, but also simplify your life.

من پیشنهاد می‌کنم که کمتر وسایل و فضای کمتر نه تنها به شما کمک می‌کند تا صرفه‌جویی کنید، بلکه زندگی شما را ساده‌تر می‌کند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

But with inflation hovering around 10 percent, its affordability is under threat as restaurants seek ways to economize.

اما با تورم بالای 10 درصد، مقرون به صرفه بودن آن در معرض خطر قرار دارد زیرا رستوران‌ها به دنبال راه‌هایی برای صرفه‌جویی هستند.

منبع: Global Times Reading Selection

It's clear in Moscow's retail districts that some people are doing well. I don't plan to economize.

در مناطق خرده فروشی مسکو مشخص است که برخی از مردم خوب هستند. قصد ندارم صرفه جویی کنم.

منبع: VOA Daily Standard January 2019 Collection

I could set about economizing in our way of living.

من می‌توانم شروع به صرفه‌جویی در نحوه زندگی ما کنم.

منبع: Middlemarch (Part Five)

It was induced by its dynamic necessities to economize the gods.

این امر ناشی از ضرورت‌های پویای آن برای صرفه‌جویی در مورد خدایان بود.

منبع: The Education of Henry Adams (Volume 2)

" At least Baby and I and the governess economized and Mother travelled" .

حداقل نوزاد و من و پرستار صرفه‌جویی کردیم و مادر سفر کرد.

منبع: The Night's Gentle Embrace (Part 1)

Sorry it's the cheap stuff. I had to economize.

متاسفم که چیز ارزان است. مجبور شدم صرفه‌جویی کنم.

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید