pure ecstasies
خوشحالی محض
moments of ecstasies
لحظات اوج لذت
ecstasies of love
اشکهای عشق
ecstasies of joy
اشکهای شادی
ecstasies of music
اشکهای موسیقی
ecstasies of life
اشکهای زندگی
ecstasies of nature
اشکهای طبیعت
shared ecstasies
اشکهای مشترک
ecstasies revealed
اشکهای آشکار شده
ecstasies unleashed
اشکهای رها شده
she was lost in ecstasies of joy at the surprise party.
او در اوج نشانه ها و شادی غرق شده بود، مهمانی غافلگیری.
the artist painted in ecstasies, expressing his deepest emotions.
هنرمند در اوج نشانه ها نقاشی می کرد و عمیق ترین احساسات خود را بیان می کرد.
they danced in ecstasies under the stars all night long.
آنها در اوج نشانه ها و شادی، تمام شب زیر نور ستارگان می رقصیدند.
her voice brought the audience to ecstasies during the performance.
صدای او باعث شد که مخاطبان در طول اجرا به اوج نشانه ها برسند.
he experienced ecstasies of creativity while writing his novel.
او در حالی که رمان خود را می نوشت، اوج نشانه های خلاقیت را تجربه کرد.
the team celebrated their victory in ecstasies of excitement.
تیم پیروزی خود را با اوج نشانه ها و هیجان جشن گرفت.
in her ecstasies, she forgot all her worries and fears.
در اوج نشانه های او، او تمام نگرانی ها و ترس های خود را فراموش کرد.
they shared moments of ecstasies during their vacation together.
آنها لحظاتی از اوج نشانه ها را در طول تعطیلات خود با هم به اشتراک گذاشتند.
the music filled the room with ecstasies and joy.
موسیقی اتاق را با اوج نشانه ها و شادی پر کرد.
he spoke of his ecstasies in love with such passion.
او با چنان شور و شوقی از اوج نشانه های عشق خود صحبت کرد.
pure ecstasies
خوشحالی محض
moments of ecstasies
لحظات اوج لذت
ecstasies of love
اشکهای عشق
ecstasies of joy
اشکهای شادی
ecstasies of music
اشکهای موسیقی
ecstasies of life
اشکهای زندگی
ecstasies of nature
اشکهای طبیعت
shared ecstasies
اشکهای مشترک
ecstasies revealed
اشکهای آشکار شده
ecstasies unleashed
اشکهای رها شده
she was lost in ecstasies of joy at the surprise party.
او در اوج نشانه ها و شادی غرق شده بود، مهمانی غافلگیری.
the artist painted in ecstasies, expressing his deepest emotions.
هنرمند در اوج نشانه ها نقاشی می کرد و عمیق ترین احساسات خود را بیان می کرد.
they danced in ecstasies under the stars all night long.
آنها در اوج نشانه ها و شادی، تمام شب زیر نور ستارگان می رقصیدند.
her voice brought the audience to ecstasies during the performance.
صدای او باعث شد که مخاطبان در طول اجرا به اوج نشانه ها برسند.
he experienced ecstasies of creativity while writing his novel.
او در حالی که رمان خود را می نوشت، اوج نشانه های خلاقیت را تجربه کرد.
the team celebrated their victory in ecstasies of excitement.
تیم پیروزی خود را با اوج نشانه ها و هیجان جشن گرفت.
in her ecstasies, she forgot all her worries and fears.
در اوج نشانه های او، او تمام نگرانی ها و ترس های خود را فراموش کرد.
they shared moments of ecstasies during their vacation together.
آنها لحظاتی از اوج نشانه ها را در طول تعطیلات خود با هم به اشتراک گذاشتند.
the music filled the room with ecstasies and joy.
موسیقی اتاق را با اوج نشانه ها و شادی پر کرد.
he spoke of his ecstasies in love with such passion.
او با چنان شور و شوقی از اوج نشانه های عشق خود صحبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید