delight

[ایالات متحده]/dɪˈlaɪt/
[بریتانیا]/dɪˈlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس لذت یا رضایت زیاد
vi. از چیزی لذت زیادی بردن
vt. به کسی لذت زیادی دادن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdelights
زمان گذشتهdelighted
جمعdelights
صفت یا فعل حال استمراریdelighting
قسمت سوم فعلdelighted

عبارات و ترکیب‌ها

full of delight

پر از لذت

pure delight

لذت خالص

childlike delight

لذت مانند کودکی

to everyone's delight

به شادی همه

sheer delight

لذت محض

overwhelmed with delight

با لذت غرق شد

brimming with delight

سرشار از لذت

exquisite delight

لذت ظریف

delight in

لذت بردن از

with delight

با خوشحالی

take delight in

لذت بردن

delight at

خوشحالی از

turkish delight

شراب ترکی

جملات نمونه

they delight in playing tricks.

آنها از بازی کردن شوخی لذت می برند.

it's a positive delight to see you.

دیدن شما یک لذت مثبت است.

She delights in him.

او از او لذت می برد.

He delights in music.

او از موسیقی لذت می برد.

savour the culinary delights of the region.

طعم خوشی‌های آشپزی منطقه را بچشید.

delighted to the nth degree.

به طرز فوق العاده ای خوشحال.

They were in transports of delight at the news.

آنها در شنیدن این خبر در حال خوشحالی بودند.

a gift that would delight any child;

یک هدیه که هر کودکی را خوشحال می کند.

Delight shone in her eyes.

خوشحالی در چشمان او می درخشید.

The magnificent scene of the waterfall is a perfect delight to the eye.

صحنه باشکوه آبشار یک لذت کامل برای چشم است.

Your new book is a real delight!

کتاب جدید شما یک لذت واقعی است!

Everybody was delighted to see her.

همه از دیدن او خوشحال بودند.

delights in taking long walks.

لذت دارد پیاده روی طولانی انجام دهد.

The conjuror's magic delighted the children.

جادوی شعبده‌باز کودکان را شاد کرد.

It’s one of the few delights that never pall.

این یکی از معدود لذاتی است که هرگز کم نمی شود.

I find a perverse delight in listening to traffic.

من از گوش دادن به ترافیک لذت شیطانی پیدا می کنم.

نمونه‌های واقعی

Through the balmy air of night how they ring out their delight!

در هوای ملایم شب، چه خوشا آنهایی که شادی خود را فریاد میزنند!

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

Moving pictures give great delight to millions of people.

تصاویر متحرک شادی زیادی را برای میلیون‌ها نفر به ارمغان می‌آورند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

The sea of scarlet below was screaming its delight.

دریاچه سرخ رنگ زیرین فریاد شادی خود را سر می‌داد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Twinkle, twinkle, little star! he cried in delight.

درخشش، درخشش، ستاره کوچک! او با خوشحالی فریاد زد.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

I was delighted to see my old friend Bessie again.

بسیار خوشحال شدم که دوباره دوست قدیمی‌ام بیسی را دیدم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

The greening of the West does not delight everyone.

سبز شدن غرب، همه را خوشحال نمی‌کند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

If it brings you delight, then go for it.

اگر برای شما شادی به ارمغان می‌آورد، پس برای آن بروید.

منبع: Coffee Tasting Guide

If it has its woes, it has likewise its delights.

اگر غم و غصه هایی دارد، خوشی هایی هم دارد.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

Well, you can imagine the delight over at General Drafting.

خب، می‌توانید تصور کنید که چه خوشحالی در بخش طراحی عمومی وجود دارد.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2015 Collection

Yet doth it steal sweet hours from love's delight.

با این حال، این ساعات شیرین را از لذت عشق می‌دزدد.

منبع: The complete original version of the sonnet.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید