edentulous

[ایالات متحده]/ɪˈdɛntjʊləs/
[بریتانیا]/ɪˈdɛn.tʃə.ləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی دندان

عبارات و ترکیب‌ها

edentulous patient

بیمار فاقد دندان

edentulous arch

تاج فاقد دندان

edentulous condition

وضعیت فاقد دندان

edentulous jaw

فک فاقد دندان

edentulous ridge

لبه فک فاقد دندان

edentulous space

فضای فاقد دندان

edentulous restoration

ترمیم فاقد دندان

edentulous zone

ناحیه فاقد دندان

edentulous area

منطقه فاقد دندان

edentulous individual

فرد فاقد دندان

جملات نمونه

the edentulous patient requires a special diet.

بیمار فاقد دندان به رژیم غذایی خاصی نیاز دارد.

prosthetic options are available for edentulous individuals.

گزینه‌های پروتزی برای افراد فاقد دندان در دسترس هستند.

many edentulous people face challenges in speech.

بسیاری از افراد فاقد دندان با مشکلاتی در گفتار مواجه هستند.

regular dental check-ups are important for the edentulous.

معاینات دندپزشکی منظم برای افراد فاقد دندان مهم است.

edentulous patients often need assistance with oral hygiene.

بیماران فاقد دندان اغلب به کمک در مورد بهداشت دهان و دندان نیاز دارند.

implants can provide stability for edentulous jaws.

ایمپلنت‌ها می‌توانند پایداری را برای فک‌های فاقد دندان فراهم کنند.

edentulous individuals may benefit from denture adjustments.

افراد فاقد دندان ممکن است از تنظیمات دندان مصنوعی بهره‌مند شوند.

nutrition is a concern for the edentulous elderly.

تغذیه برای افراد مسن فاقد دندان یک نگرانی است.

speech therapy can help edentulous patients improve articulation.

درمان گفتاری می‌تواند به بیماران فاقد دندان کمک کند تا تلفظ خود را بهبود بخشند.

edentulous patients often report discomfort with traditional dentures.

بیماران فاقد دندان اغلب ناراحتی با دندان‌های مصنوعی سنتی را گزارش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید