gums

[ایالات متحده]/[ɡʌmz]/
[بریتانیا]/[ɡʌmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش‌های نرم و گوشتی دهان که دندان‌ها را احاطه می‌کنند؛ یک ماده چسبنده؛ بافت نرمی که دندان‌ها در دهان را پوشانده است؛ یک ماده چسبنده؛ بافت نرمی که دندان‌ها در دهان را پوشانده است؛ یک ماده چسبنده

عبارات و ترکیب‌ها

gums bleeding

خون‌ریزی گums

healthy gums

گums سالم

gums receding

برگشتن گums

chewing gums

چرونه گums

sore gums

گums دردناک

gums exposed

گums نمایش داده شده

massaging gums

تکان‌دهن گums

inflamed gums

گums التهاب‌زده

bleeding gums

گums خون‌ریز

protect gums

حفاظت گums

جملات نمونه

he chewed his gum aggressively while waiting for the bus.

وی در حالی که منتظر اتوبوس بود، ناخن خود را با انگیزه چشید.

the dentist checked her gums for signs of inflammation.

دندانپزشک گums او را برای نشانه‌های التهاب بررسی کرد.

my gums were bleeding after flossing my teeth.

گums من پس از تمیز کردن دندان‌هایم خون می‌ریزد.

he had a habit of chewing gum all day long.

وی عادت داشت که طول روز ناخن چشید.

she freshened her breath with a piece of peppermint gum.

او با یک قطعه نخ نعناع، نفس خود را تازه کرد.

the child blew a bubble with his gum.

کودک با ناخن خود یک حباب باد دوید.

he lost a piece of gum under the table.

وی یک قطعه ناخن را زیر میز از دست داد.

healthy gums are essential for good oral hygiene.

گums سالم برای بهداشت دهان خوب ضروری است.

the dentist recommended a mouthwash to soothe her gums.

دندانپزشک یک شست‌شوی دهان را توصیه کرد تا گums او را آرام کند.

he popped his gum loudly in the quiet library.

وی در کتابخانه آرام، ناخن خود را با صدای بلند گشاد کرد.

she prefers sugar-free gum to avoid cavities.

او به جای ناخن‌های حاوی شکر، از ناخن‌های بدون شکر استفاده می‌کند تا از جوش‌های دهان جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید