egalitarian

[ایالات متحده]/iˌɡælɪˈteəriən/
[بریتانیا]/iˌɡælɪˈteriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حمایت از برابری، بر اساس اصل برابری
n. اعتقاد به برابری
Word Forms

جملات نمونه

a fairer, more egalitarian society.

یک جامعه منصفانه‌تر و برابرتر

the university is a symbol of the nation's egalitarian spirit.

دانشگاه نمادی از روحیه برابری‌طلبانه کشور است.

People have long dreamt of an egalitarian society.

مردم همواره رویای یک جامعه برابرطلبانه را دیده‌اند.

Many people believe in the importance of an egalitarian society.

بسیاری از مردم به اهمیت یک جامعه برابرطلبانه اعتقاد دارند.

She is a strong advocate for egalitarian principles.

او یک مدافع قوی اصول برابری‌طلبانه است.

The organization promotes egalitarian values in the workplace.

این سازمان ارزش‌های برابری‌طلبانه را در محیط کار ترویج می‌کند.

Egalitarian policies aim to reduce social inequalities.

سیاست‌های برابری‌طلبانه هدفشان کاهش نابرابری‌های اجتماعی است.

The country strives to achieve an egalitarian distribution of wealth.

کشور تلاش می‌کند تا توزیع برابر ثروت را به دست آورد.

An egalitarian approach to decision-making can lead to greater inclusivity.

یک رویکرد برابرانه در تصمیم‌گیری می‌تواند منجر به شمول بیشتر شود.

The company prides itself on its egalitarian workplace culture.

شرکت به فرهنگ کاری برابر خود افتخار می‌کند.

Egalitarian societies often prioritize equal access to education.

جامعه‌های برابرطلبانه اغلب دسترسی برابر به آموزش را در اولویت قرار می‌دهند.

The school promotes an egalitarian ethos among its students.

مدرسه یک فضای اخلاقی برابرطلبانه را در بین دانش‌آموزان ترویج می‌کند.

Egalitarian ideals are central to the organization's mission.

ایده‌آل‌های برابری‌طلبانه در قلب مأموریت سازمان قرار دارند.

نمونه‌های واقعی

Society at least strives to be egalitarian.

جامعه حداقل تلاش می‌کند تا مترقی باشد.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

For some it taps into egalitarian ideals.

برای برخی، این موضوع به آرمان‌های مترقی اشاره دارد.

منبع: VOA Standard English_Life

Home ownership is not especially egalitarian.

مالکیت خانه به طور خاص مترقی نیست.

منبع: The Economist (Summary)

That evolution expresses new egalitarian sentiments that we now associate with the Enlightenment.

آن تحول بیانگر احساسات مترقی جدیدی است که اکنون ما آنها را با روش‌نگری مرتبط می‌کنیم.

منبع: Reel Knowledge Scroll

All lowercase letters meant that this was an egalitarian, complete lowering of everything into one equal playing field.

تمام حروف کوچک به این معنی بود که این یک مترقی، کاهش کامل همه چیز به یک میدان بازی برابر بود.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2019 Collection

Anthropologists refer to them as fiercely egalitarian.

جامعه‌شناسان آنها را به عنوان مترقی و سرسخت توصیف می‌کنند.

منبع: Pop culture

They may have very egalitarian views, in fact.

در واقع، آنها ممکن است دیدگاه‌های بسیار مترقی داشته باشند.

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2018 Collection

And yet, the Greeks were also drawn to egalitarian ideals.

با این حال، یونانیان نیز به آرمان‌های مترقی جذب شدند.

منبع: TED-Ed (video version)

That fits with Mars's egalitarian ethos and preference for privacy.

این با اخلاق مترقی و ترجیح حریم خصوصی مریخ مطابقت دارد.

منبع: Economist Business

The king and queen were beheaded by a stark and egalitarian government.

شاه و ملکه توسط یک دولت سختگیر و مترقی سر بریده شدند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید