eggheads

[ایالات متحده]/ˈɛɡhɛdz/
[بریتانیا]/ˈɛɡhɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد آگاه; افراد با تحصیلات عالی; نظریه‌پردازان

عبارات و ترکیب‌ها

eggheads unite

متخصصان گرد هم آیند

eggheads debate

متخصصان بحث کنند

eggheads discuss

متخصصان گفتگو کنند

eggheads think

متخصصان فکر کنند

eggheads collaborate

متخصصان همکاری کنند

eggheads analyze

متخصصان تجزیه و تحلیل کنند

eggheads research

متخصصان تحقیق کنند

eggheads innovate

متخصصان نوآوری کنند

eggheads lead

متخصصان رهبری کنند

eggheads inspire

متخصصان الهام بخشند

جملات نمونه

many eggheads are working on advanced technology.

بسیاری از افراد باهوش در حال کار بر روی فناوری پیشرفته هستند.

the conference was filled with eggheads discussing theories.

کنفرانس پر از افرادی بود که در مورد نظریه ها بحث می کردند.

eggheads often debate the implications of artificial intelligence.

افراد باهوش اغلب پیامدهای هوش مصنوعی را مورد بحث قرار می دهند.

some eggheads believe in the multiverse theory.

برخی از افراد باهوش به تئوری جهان های متعدد اعتقاد دارند.

eggheads in the lab are conducting groundbreaking research.

افراد باهوش در آزمایشگاه در حال انجام تحقیقات پیشگامانه هستند.

the eggheads published a paper on climate change solutions.

افراد باهوش مقاله ای در مورد راه حل های تغییرات آب و هوایی منتشر کردند.

eggheads often use complex jargon in their discussions.

افراد باهوش اغلب در بحث های خود از اصطلاحات پیچیده استفاده می کنند.

we need more eggheads to tackle this problem.

ما به افراد باهوش بیشتری برای مقابله با این مشکل نیاز داریم.

the project was led by a team of eggheads.

این پروژه توسط تیمی از افراد باهوش هدایت می شد.

eggheads are crucial for innovation in science.

افراد باهوش برای نوآوری در علم حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید