ignoramuses

[ایالات متحده]/ˌɪɡ.nəˈreɪ.məs/
[بریتانیا]/ˌɪɡ.nəˈreɪ.məs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که نادان است یا دانش ندارد

عبارات و ترکیب‌ها

ignorant ignoramuses

نادانان متکبر

stupid ignoramuses

احمق‌های نادان

foolish ignoramuses

نادان‌های احمق

arrogant ignoramuses

نادانان مغرور

selfish ignoramuses

نادانان خودخواه

clueless ignoramuses

نادانان بی‌خبر

lazy ignoramuses

نادانان تنبل

careless ignoramuses

نادانان بی‌احتیاط

naive ignoramuses

نادانان ساده‌لوح

obnoxious ignoramuses

نادانان آزاردهنده

جملات نمونه

only ignoramuses would believe such a ridiculous theory.

فقط افراد بی‌سواد و نادان باور خواهند کرد که چنین نظریه‌ای پوچ و بی‌معنی است.

it's frustrating to deal with ignoramuses in the workplace.

همکار کردن با افراد بی‌سواد و نادان در محیط کار خسته‌کننده است.

some ignoramuses refuse to accept scientific facts.

برخی از افراد بی‌سواد و نادان از پذیرش حقایق علمی امتناع می‌کنند.

arguing with ignoramuses is often a waste of time.

بحث کردن با افراد بی‌سواد و نادان اغلب اتلاف وقت است.

ignoramuses can spread misinformation quickly.

افراد بی‌سواد و نادان می‌توانند به سرعت اطلاعات نادرست را منتشر کنند.

we should not let ignoramuses dictate our beliefs.

نباید اجازه دهیم افراد بی‌سواد و نادان باورهای ما را تعیین کنند.

even ignoramuses can have valuable opinions sometimes.

حتی افراد بی‌سواد و نادان گاهی اوقات می‌توانند نظرات ارزشمندی داشته باشند.

many ignoramuses are unaware of their own ignorance.

بسیاری از افراد بی‌سواد و نادان از نادانی خود آگاه نیستند.

it's easy to dismiss the arguments of ignoramuses.

رد کردن استدلال‌های افراد بی‌سواد و نادان آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید