egregious

[ایالات متحده]/ɪˈɡriːdʒiəs/
[بریتانیا]/ɪˈɡriːdʒiəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز قابل توجهی بد; فوق العاده

عبارات و ترکیب‌ها

egregious error

اشتباه فاحش

egregious mistake

اشتباه بزرگ

egregious behavior

رفتار بسیار بد

جملات نمونه

The company made an egregious error in their financial report.

شرکت مرتکب یک اشتباه فاحش در گزارش مالی خود شد.

Her behavior was considered egregious and unacceptable.

رفتار او به عنوان فاحش و غیرقابل قبول در نظر گرفته شد.

The judge was appalled by the defendant's egregious actions.

قاضی از اقدامات فاحش متهم شوکه شد.

The team's performance was marred by an egregious lack of communication.

عملکرد تیم به دلیل فقدان ارتباطات فاحش، خدشه‌دار شد.

The teacher reprimanded the student for his egregious plagiarism.

معلم دانش آموز را به دلیل سرقت ادبیات فاحش او تذکر داد.

The politician's egregious lies were exposed during the debate.

چالش‌های فاحش سیاستمدار در طول بحث آشکار شد.

The company faced an egregious lawsuit due to their negligence.

شرکت به دلیل سهل انگاری خود با یک دادخواست فاحش مواجه شد.

The team suffered an egregious defeat in the championship game.

تیم در بازی قهرمانی یک شکست فاحش متحمل شد.

The CEO was fired for his egregious misconduct.

به دلیل سوء رفتار فاحش، مدیر عامل اخراج شد.

The movie received criticism for its egregious use of stereotypes.

فیلم به دلیل استفاده فاحش از کلیشه ها مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید