eliciting

[ایالات متحده]/ɪˈlɪsɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈlɪsɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیرون آوردن یا کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

eliciting responses

درخواست پاسخ

eliciting feedback

درخواست بازخورد

eliciting emotions

برانگیختن احساسات

eliciting interest

برانگیختن علاقه

eliciting information

درخواست اطلاعات

eliciting reactions

درخواست واکنش‌ها

eliciting cooperation

درخواست همکاری

eliciting participation

درخواست مشارکت

eliciting thoughts

درخواست افکار

eliciting opinions

درخواست نظرات

جملات نمونه

the teacher is eliciting responses from the students.

معلم در حال دریافت پاسخ از دانش‌آموزان است.

she has a talent for eliciting emotions through her art.

او استعداد برانگیختن احساسات از طریق هنر خود را دارد.

the survey was designed for eliciting honest feedback.

این نظرسنجی برای دریافت بازخورد صادقانه طراحی شده است.

he is skilled at eliciting information during interviews.

او در گرفتن اطلاعات در طول مصاحبه‌ها مهارت دارد.

the documentary aims at eliciting awareness about climate change.

این مستند با هدف افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی است.

her questions were eliciting deeper thoughts from the audience.

سوالات او افکار عمیق‌تری را از مخاطبان بیرون می‌کشید.

the coach is eliciting the best performance from his players.

مربی در حال دریافت بهترین عملکرد از بازیکنان خود است.

they are eliciting support for their community project.

آنها در حال جلب حمایت برای پروژه جامعه محلی خود هستند.

the therapist is eliciting feelings that the patient has suppressed.

درمانگر در حال دریافت احساساتی است که بیمار سرکوب کرده است.

the campaign is eliciting a strong response from the public.

این کمپین پاسخ قوی را از مردم جلب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید