arousing

[ایالات متحده]/[əˈraʊzɪŋ]/
[بریتانیا]/[əˈraʊzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث هیجان یا علاقه
v. باعث ایجاد چیزی شدن؛ تحریک کردن؛ برانگیختن احساسات یا عواطف

عبارات و ترکیب‌ها

arousing curiosity

ایجاد کنجکاوی

arousing interest

ایجاد علاقه

arousing suspicion

ایجاد شک

arousing emotions

ایجاد احساسات

arousing anger

ایجاد خشم

arousing hope

ایجاد امید

arousing concern

ایجاد نگرانی

arousing laughter

ایجاد خنده

arousing debate

ایجاد بحث

arousing feelings

ایجاد احساس

جملات نمونه

the passionate music was arousing a sense of nostalgia.

موسیقی پرشور، حسی از نوستالژی را برمی‌انگیخت.

his speech was arousing considerable debate among the students.

سخنرانی او بحث‌های قابل توجهی را در بین دانش‌آموزان برمی‌انگیخت.

the film's plot was arousing curiosity in the audience.

طرح فیلم کنجکاوی را در بین مخاطبان برمی‌انگیخت.

the beautiful scenery was arousing feelings of awe and wonder.

مناظر زیبا، احساسات حیرت و شگفتی را برمی‌انگیخت.

the aroma of freshly baked bread was arousing appetites.

بوی خوش نان تازه، اشتهای افراد را برمی‌انگیخت.

the news was arousing concern about the company's future.

این خبر نگرانی در مورد آینده شرکت را برمی‌انگیخت.

the challenge was arousing a competitive spirit in the team.

چالش، روحیه رقابتی را در تیم برمی‌انگیخت.

the artist's work is arousing strong emotions in viewers.

آثار هنرمند، احساسات قوی را در بینندگان برمی‌انگیخت.

the scandal was arousing public outrage and demands for change.

این رسوایی، خشم عمومی و درخواست‌ها برای تغییر را برمی‌انگیخت.

the possibility of a promotion was arousing hope in the employees.

احتمال ارتقا، امید را در بین کارمندان برمی‌انگیخت.

the vibrant colors were arousing a cheerful mood.

رنگ‌های زنده، حال و هوای شاد را برمی‌انگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید