elites

[ایالات متحده]/ɪˈliːts/
[بریتانیا]/ɪˈliːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهترین یا ماهرترین اعضای یک گروه؛ افرادی که موقعیت غالبی در یک جامعه دارند

عبارات و ترکیب‌ها

political elites

نخبگان سیاسی

economic elites

نخبگان اقتصادی

social elites

نخبگان اجتماعی

cultural elites

نخبگان فرهنگی

business elites

نخبگان تجاری

intellectual elites

نخبگان فکری

elite class

طبقه نخبگان

elite network

شبکه نخبگان

elite status

وضعیت نخبه‌وار

elite group

گروه نخبه

جملات نمونه

the elites of society often influence major decisions.

نخبگان جامعه اغلب بر تصمیمات مهم تأثیر می‌گذارند.

many believe that the elites should be held accountable.

بسیاری معتقدند که باید نخبگان را پاسخگو دانست.

elites often have access to exclusive resources.

نخبگان اغلب به منابع انحصاری دسترسی دارند.

the conference was attended by political elites from around the world.

کنفرانس با حضور نخبگان سیاسی از سراسر جهان برگزار شد.

elites play a crucial role in shaping public opinion.

نخبگان نقش مهمی در شکل‌دهی افکار عمومی ایفا می‌کنند.

some argue that the elites are out of touch with the common people.

برخی استدلال می‌کنند که نخبگان با مردم عادی ارتباطی ندارند.

education is often a pathway for individuals to join the elites.

آموزش اغلب مسیری برای افراد برای پیوستن به نخبگان است.

the elites gathered to discuss economic strategies.

نخبگان برای بحث در مورد استراتژی‌های اقتصادی گرد هم آمدند.

elites can sometimes create barriers for others.

نخبگان گاهی اوقات می‌توانند موانعی برای دیگران ایجاد کنند.

the rise of the digital age has changed how elites communicate.

ظهور عصر دیجیتال نحوه ارتباط نخبگان را تغییر داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید