elitism

[ایالات متحده]/eɪˈliːtɪzəm/
[بریتانیا]/eɪˈliːtɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باور به یا عمل به نفع نخبگان؛ حمایت یا تسلط نخبگان.
Word Forms
جمعelitisms

جملات نمونه

elitism is rearing its ugly head again.

تباهمزدی در حال ظهور دوباره است.

an attempt to break away from the elitism that has dominated the book trade.

تلاش برای رهایی از نخبه‌گرایی که تجارت کتاب را تحت سلطه خود درآورده است.

Many people believe that private education encourages elitism.

بسیاری از مردم معتقدند که آموزش خصوصی باعث تشویق به نخبه‌گرایی می‌شود.

Nevertheless, I've felt the sting of the elitism because I began my library career as a paraprofessional.

با این حال، من طعم گزنده نخبه‌گرایی را احساس کرده‌ام زیرا من شغل کتابخانه‌ای خود را به عنوان یک کارشناس کمک‌رسان آغاز کردم.

From the very beginning of my career in librarianship, I have confronted a current of classism and elitism in libraries.

از همان ابتدا در شغل کتابداری من، با جریان طبقات‌گرایی و نخبه‌گرایی در کتابخانه‌ها روبرو شده‌ام.

There are three kinds of discourses and ideologies about legal profession in modern societies, namely, professionalism, elitism and plebeianism.

در جوامع مدرن، سه نوع گفتمان و ایدئولوژی در مورد شغل حقوقی وجود دارد، به عنوان مثال، حرفه‌ای‌گری، نخبه‌گرایی و عوام‌گرایی.

The British media have created a fierce controversy over Oxford’s admission procedures and elitism in general.

رسانه‌های بریتانیایی یک مناقشه شدید در مورد روش‌های پذیرش آکسفورد و نخبه‌گرایی به طور کلی ایجاد کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید