emailed

[ایالات متحده]/ˈiːmeɪld/
[بریتانیا]/ˈiːmeɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به کسی ایمیل ارسال کردن
n. پیام الکترونیکی ارسال شده از طریق ایمیل; (Email) یک نام شخصی; (Fr) Émile

عبارات و ترکیب‌ها

emailed you

به شما ایمیل کردم

emailed me

به من ایمیل کردید

emailed them

به آنها ایمیل کردم

emailed back

پاسخ ایمیل دادم

emailed yesterday

دیروز ایمیل کردم

emailed later

بعداً ایمیل کردم

emailed today

امروز ایمیل کردم

emailed first

ابتدا ایمیل کردم

emailed quickly

سریعاً ایمیل کردم

emailed directly

مستقیماً ایمیل کردم

جملات نمونه

i emailed the report to my manager yesterday.

من گزارش را برای مدیرم دیروز ارسال کردم.

she emailed the invitation to all her friends.

او دعوت‌نامه را برای همه دوستانش ارسال کرد.

he emailed the details of the meeting to the team.

او جزئیات جلسه را برای تیم ارسال کرد.

they emailed the updated schedule to everyone involved.

آنها برنامه به‌روز شده را برای همه افراد درگیر ارسال کردند.

i emailed my application for the job last week.

من هفته گذشته درخواست شغلی خود را ارسال کردم.

we emailed the customer service for assistance.

ما برای دریافت کمک به خدمات مشتریان ایمیل زدیم.

she emailed the photos from the event to her colleagues.

او عکس‌های مربوط به رویداد را برای همکارانش ارسال کرد.

he emailed a reminder about the upcoming deadline.

او یادآوری در مورد مهلت نهایی قریب‌الوقوع ارسال کرد.

after the meeting, i emailed the minutes to all participants.

پس از جلسه، من صورتجلسه را برای همه شرکت‌کنندگان ارسال کردم.

we emailed the feedback to the project manager.

ما بازخورد را برای مدیر پروژه ارسال کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید